بستن / باز کردن
پيامهاي عاشورا >> پيام به بانوان
عاشورا را نمى توان در قلمروقشر خاصّى محدود كرد. تاءثير ودرسهاى آن براى همگان است . از ايـن روپـيـامـهـايى هم كه در اين كتاب مطرح شده است ، عامّ است وبه يك صورت براى زنان ومردان وپيران وجوانان مطرح مى شود.
ولى ... از آنـجـا كـه نـيـمـى از افـراد جـامـعـه را بـانـوان ودخـتـران تـشـكـيـل مـى دهـنـد، واز آنـجـا كـه در نـهـضـت عـاشـورا سـهـمـى عـمـده وقابل ملاحظه بر دوش بانوان كاروان حسينى استوار بود و (عاشورا)، ماندگارى خود را تا حدّ زيادى مرهون فداكاريها وقهرمانيهاى خانواده امام حسين (ع) ، بخصوص زينب كبرى (س)است ، از اين رودر بخشى جداگانه به پيامهاى عاشورا خطاب به زنان مسلمان پرداخته شده است ، تا هـم رسـالت اجـتـمـاعـى سـيـاسـى ايـن قـشر را نشان دهد وخنثى كننده تبليغات سوئى باشد كه ديـدگـاه اسلام را محروم كردن زنان از مشاركت در كارهاى اجتماعى وحضور در صحنه معرفى مى كند، هم نقش زنان را در پشتيبانى از مبارزات مردان وجوانان نشان دهد، هم آميختن عفاف وپاكدامنى را بـه تـلاش ومـجـاهدات اجتماعى قابل اجرا بنماياند، هم به مسؤ وليّت شهيدپرورى وتربيت نـسـلى بـا ايـمـان ، شـجاع ومدافع حق ، توسّط بانوان اشاره كند وهم به تبليغ وتبيين مرام و اهـداف شـهـيـدان بـپردازد ونقش ذكر وياد وروشنگرى وپاسدارى از خط فكرى وعملى شهيدان را يادآور شود.
مجموعه اين محورهاى مهمّ، نگرش مستقلّى به حضور زنان در نهضت عاشورا را مى طلبد.
مشاركت زنان در جهاد
آموزش والهام صبر ومقاومت
پيام رسانى پس از يك حماسه وانقلاب وجهاد
روحيه بخشى به رزمندگان وبازماندگان شهدا
مديريّت خانواده هاى شهدا وبازماندگان نهضت در شرايط دشوار
حفظ ارزشها وپاى بندى به اصول ، حتّى در شرايط اسارت
نكات فوق ، مى تواند موضوع بحثهايى مبسوط وگسترده در جريان شناسى عاشورا باشد تا نقش زنان را در آن حماسه نشان دهد.
از نـگاه ديگر، شناخت آمارى از وضعيّت زنان در قيام عاشورا، ايفاى آن نقش را روشنتر بيان مى كـنـد. در ايـن راسـتـا تـوجـّه بـه آگـاهـيـهـاى زيـر، در خـور تاءمّل است :
زنان حاضر در عاشورا، برخى از اولاد على (ع) بودند وبرخى جز آنان ، چه از بنى هاشم يا ديـگران . از فرزندان اميرالمؤ منين (ع) مى توان از زينب ، ام كلثوم ، فاطمه ، صفيّه ، رقيّه وامّ هـانـى نـام برد. سكينه وفاطمه نيز دختران سيدالشهدا(ع) بودند كه در نهضت مشاركت داشتند. ربـاب ، عـاتـكـه ، مـادرِ مـحـسـن بـن حـسـن ، دخـتـر مـسـلم بـن عـقـيـل ، فـضـّه نـوبـيـّه ، كـنـيز خاصِّ امام حسين (ع)، مادر وهب بن عبداللّه و... ازجمله زنان حاضر دركربلابودند.
پـنـج نـفـر از خـيـام امـام حـسين به طرف دشمن بيرون آمدند. آنان عبارت بودند از: كنيرِ مسلم بن عـوسـجـه ، امّ وهـب زن عبدالله كلبى ، مادر عبدالله كلبى ، مادر عمروبن جناده ، زينب كبرى (ع) كه نقش چشمگيرتر از ديگران داشت .
امّ وهب ، زنى بود كه در عاشورا شهيد شد، آن هم بر بالين شوهر شهيدش .
در عاشورا دوزن از فرط خشم وعصبانيّت واحساس ، به حمايت از امام برخاستند و جنگيدند: يكى همسر عبداللّه بن عمير، ديگرى مادر عمروبن جناده كه يادشان خواهد آمد.
همسر زهير بن قين (دلهم)در راه كربلاهمراه شوهرش به امام حسين (ع) پيوستند.
به نقلى رباب همسر امام حسين (ع)، نيز مادر سكينه وعبداللّه رضيع هم در كربلاحضور داشتند.
سـخـنـرانـيـهـاى زيـنـب وام كـلثوم وفاطمه بنت الحسين در كوفه وشام ، از فصلهاى درخشان اين حـمـاسـه اسـت . و... نـقـشـهـا وكـارهـاى ديـگـرى كـه زنـان ودخـتـران ايـن كـاروان نـور، در طول اين مسافرت تا رسيدن دوباره به مدينه پيامبر داشتند.
سـزاوار اسـت كـه زنان با الهام گيرى از نوع عمل ورفتار زنان عاشورايى ، حضورى متعهّدانه ومتديّنانه در صحنه هاى مبارزات سياسى وفعّاليّتهاى اجتماعى داشته باشند.
تكليف اجتماعى يك مسلمان ، مخصوص مردان نيست . زنان نيز بنا به تعهّد دينى و مسلمانى خويش ، مـوظـّفـند نسبت به جريان حق وباطل در جامعه ومساءله ولايت و رهبرى موضع داشته باشند، از رهـبـرى حق دفاع كنند واز حكومت باطل وفسادهاى مسؤ ولان نالايق انتقاد كنند وآنجا كه پاى حمايت از دين در ميان است ، در صحنه حضور داشته باشند.
در تـداوم خـطـّى كـه حـضرت زهرا(س)در حمايت از امام معصوم (ع) وافشاگرى عليه رويّه هاى ناسالم حكّام داشت ، حضرت زينب (س)نيز در نهضت كربلادوشادوش حسين بن على (ع) مشاركت داشـت . بـراى ايـفـاى ايـن نـقـش ، در مـعـيـّت امام خويش از مدينه تا مكّه واز آنجا تا كربلاآمد ودر صحنه هاى مختلف ، حضورى فعّال وتاءثيرگذار داشت .
عمده ترين محورهايى كه مى توان از (حضور زن در نهضت عاشورا) برداشت كرد، اينهاست :
1 ـ صـبـر وپـايـدارى ومـقـاومـت در بـرابـر سـخـتـيـهـا ومـصـيـبـتـهـا، چـه در طول نهضت وچه پس از حادثه عاشورا.
2 ـ شـهـامـت ودليـرى در افـشـاى حـقـايـق وگـفتن سخن حق در برابر سلطه جائر كه در اسلام از بزرگترين جهادها محسوب مى شود.
3 ـ پـيـام رسـانـى وتـبـيـيـن وروشـنگرى در طول سفر، حتّى پس از بازگشت از سفر كربلابه مـديـنـه ، كـه تـوسـّط حـضـرت زيـنـب ، ام كـلثـوم وديـگـر بـانـوان اهل بيت انجام مى گرفت .
4 ـ كارهاى پرستارى ، پشتيبانى ، امدادگرى در روز عاشورا وصحنه هاى پس از آن .
5 ـ روحـيـّه بخشى وتشجيع نسبت به رزم آوران يا ترغيب مادران يا همسرانِ شهدا نسبت به دفاع از امـام وفـداكـارى در راه حـق ، در عـمـل زنان اهل بيت وهمسر زهير، همسر مسلم بن عوسجه ، امّ وهب ، همسر خولى و... نمونه هايى از اين قبيل .
6 ـ مديريّت در شرايط بحران ، كه عمدتاً نقش حضرت زينب (س)بود، به عنوان قافله سالار اسـيـران وسـرپـرست كودكان وحفظ ومديريّت آن مجموعه داغدار، در شرايط سخت دوران اسارت ودر مقابل نيروهاى دشمن وكوچ دشوار شهر به شهر تا رسيدن به شام وسپس به مدينه .
7 ـ تـغـيـيـر مـاهيّت اسارت وتبديل آن به آزادسازى انسانها وبيدارگرى اذهان جامعه . زينب وام كـلثـوم وفـاطـمـه دخـتر امام حسين (ع)، اسيرانِ آزادى بخش بودند وذهنيّت مردم را نيز از اسيرانِ جنگى متحوّل ساختند.
8 ـ عـمـق بـخـشـيـدن بـه بـُعـد تـراژديـك حـادثـه ، كـه حـاصـل نـفـس حـضـور زنـان ودختركان در يك ماجراست وتاءثيرگذارى عاطفى صحنه هاى پس از عـاشـورا وبـسـيـج عـواطـف بـه نـفـع جـبـهـه حـق . گـريـسـتـن وسـوگـوارى هـاى اهـل بـيـت (ع)، وگـريـانـدن مـردم كـوفـه وشـام بـا سـخـنـرانـيـهـايـشـان ، از عوامل اين عمق بخشى به بُعد عاطفى حماسه عاشورا بود.
9 ـ مـراعـات حـدود الهـى وعفاف ومتانت يك زن مسلمان ومتعهّد، حتّى در شرايط اسارت وزير سلطه سربازان دشمن .
بـررسـى هـمـه مـوارد وشـواهـد اين (حضور)، به طول مى انجامد. بعنوان نمونه به چند صحنه اشـاره مـى شـود، تـا روشـنـگـر ايـن بـُعـد بـاشـد، آن هـم از بـانـوانِ غـيـر اهل بيت عصمت .
طوعه
وقـتـى حـضرت مسلم به نمايندگى از سوى امام حسين (ع) به كوفه اعزام شد وهزاران نفر با اوبـيـعـت كـردنـد، بـا آمدن ابن زياد به كوفه ودگرگون شدن اوضاع ، مردم نيز دور مسلم بن عـقيل را خالى كردند واوتنها وغريب وسرگردان در شهر كوفه مى گشت وپناه وماءمنى نداشت . طوعه زنى فداكار بود كه وقتى مسلم را شناخت ، با آنكه شهر پرآشوب بود، او را به خانه خـويـش راه داد وپـذيـرايـى كرد وبا اين عمل مخاطره آميز وشجاعانه ، وفادارى خويش را به امام حسين (ع) ونماينده اونشان داد.
درها همه بسته بود، در قحطى مرد
فرياد نشسته بود، در قحطى مرد
يك زن ، شبِ كوچه هاى بن بستِ غريب
مـردانـه شكسته بود، در قحطى مرد
ودر يك مرحله ، خانه آن زن ، ميدان رزم مسلم بـا مـهـاجـمـانِ كـوفـى شـد وسـرانـجـام از خـانه طوعه بيرون آمد ودر ميدانگاه با آن سپاه مهاجم جنگيد.
همسر زهير
وقـتـى سـيـدالشـهـدا(ع) در راه كـربـلابـه زهـيـر بـن قين برخورد وقاصدى به طرف خيمه او فـرسـتـاد، ابـتدا زهير نمى خواست اجابت كند وبى ميلى نشان داد. ولى همسرش اورا تشويق كرد كـه نـزد امـام رود وبـبـيـند كه پسر پيامبر چه مى گويد وبا اوچه كار دارد؟ همين رفتن بود كه زهـيـر را حـسينى ساخت وبه امام پيوست .
همسرش نيز همراه او آمد وهمراه وهمسفر زيـنـب واهـل بـيـت امـام شـد. اگـر تـشويق وتحريك همسر زهير (دلهم بنتِ عمرو) نبود، شايد زهير توفيق پيوستن به جناح حق ونيل به فوز شهادت در عاشورا را نمى يافت .
امّ وهب
امّ وهـب ، همسر عبدالله بن عمير كلبى بود ودر كوفه مى زيست . وقتى شوهرش تصميم گرفت بـراى يـارى سـيـدالشهدا(ع) شبانه از كوفه به كربلابرود، اصرار كرد تا اورا نيز همراه خـويـش بـبرد. آنان شبانه به ياران امام پيوستند. روز عاشورا وقتى شوهرش به ميدان رفت ، اونيز چوبى به دست گرفت وعازم ميدان شد، امّا سيدالشهدا(ع) جلوى اورا گرفت وفرمود: بر زنـان جـهـاد نـيست . پس از آنكه شوهرش به شهادت رسيد، خود را به معركه رساند وبه پاك كـردن خـون از چـهـره اوپـرداخت . شمر غلام خود را فرستاد. آن غلام ، با گرزى كه بر سر آن بانوى رشيد كوبيد، اورا هم شهيد كرد.
فـرزنـد امّ وهـب نـيـز در عاشورا به شهادت رسيد. مادرش روز عاشورا از مشوّقان اوبود تا به جانبازى وفداكارى بپردازد. وقتى وهب (پسر او) پس از مقدارى جنگيدن ، نزد مادر برگشت وگفت : آيـا راضـى شـدى ؟ مـادرش گـفـت : وقـتـى راضى مى شوم كه در ركاب حسين (ع) به شهادت برسى . دوباره رفت وجنگيد تا شهيد شد. امّ وهب ، اوّلين زنى بود كه از سپاه حسين بن على (ع)به شهادت رسيد
وتنها زن شهيد در كربلابود.
مادر عمروبن جناده
كـم سـن وسـال تـرين شهيد كربلااز ياران امام ، عمروبن جناده يازده ساله بود. پدرش در حمله اوّل شـهـيـد شد. خودش خدمت امام حسين (ع) آمد واجازه ميدان طلبيد. امام اجازه نمى داد واواصرار مى كـرد. امـام مـراعات حال مادرش را مى كرد. ولى اوگفت : (اِنَّ اُمّى اَمَرَتْنى) ،
مادرم دستور داده است كه به ميدان بروم ولباس رزم بر من پوشانده است .
عـلاوه بـر ايـنـكـه مادرش (بحريّة بنت مسعود خزرجى)مشوّق اوبراى جهاد وشهادت بود، پس از شـهـادت نـيـز بـا روحـيه اى بزرگ با اين مساءله برخورد كرد. سپاه دشمن سر اورا به طرف سـپـاه امـام حـسـيـن (ع) افـكـنـدنـد. مـادرش آن سـر مـطـهّر را برداشت وخطاب به آن مى گفت : چه نيكوجهاد كردى پسرم ! اى شادى قلبم ، اى نور چشمم ! سپس سر را پرتاب كرد وبا آن كسى را كـشـت ، آنـگـاه چـوبه خيمه را برداشت وحمله كرد كه به وسيله آن بجنگد. امام حسين (ع) مانع شد واورا به خيمه زنان برگرداند.
همسر مسلم بن عوسجه
(امّ خـلف) ، هـمـسـر مـسـلم بـن عوسجه از زنان برجسته شيعه بود كه در كربلاحضور داشت واز يـاران سـيّدالشهدا(ع) بود. وقتى همسرش مسلم شهيد شد، پسرش (خَلَف)آماده نبرد شد. امام از اوخـواسـت كه به مراقبت از مادرش بپردازد، امّا مادرش اورا به جهاد در راه يارى امام تشويق كرد وگـفـت : جـز بـا يـارى پـسـر پـيغمبر، از توراضى نخواهم شد. خلف به ميدان شتافت وپس از جنگى نمايان به شهادت رسيد. وقتى سر اورا به طرف مادرش پرتاب كردند، شجاعانه سر را برداشت وبوسيد وگريست .
اونيز، هم در تشويق فرزند به مبارزه در راه يارى دين وهم برخورد مناسب وشايسته با شهادت جوانش ، الهام بخش مادران شهيد است كه از تقديم فرزندان خود براى يارى اسلام ، مضايقه اى ندارند.
از جـلوه هـاى بـارز حـضـور زنـان در حـماسه عاشورا، تعهّد وپاى بندى آنان به حرمتها و احكام الله ومراعات مسائل حجاب وعفاف است . حضورى اين چنين ، نشان مى دهد كه مشاركت زن در عرصه هـاى مـبـارزات ودفـاع از حـق ، مـنـافاتى با فعّاليّتهاى بيرون از خانه ندارد، به شرط آنكه حريم عفاف وحدود الهى رعايت شود ومتانت لازم مراعات گردد.
اهل بيت امام حسين (ع) در سفر كربلا، منادى اين متانت وعفاف بودند، هرچند سپاه كوفه به حريم آنـان بـى حـرمتى كردند ودر دوران اسارت ، آنان را در مضيقه وسايلِ پوشش قرار دادند، ولى هـمـيـن كـه آن آزادزنـان از مـعـتـرضـان سـرسـخـت بـه ايـن بـى حـرمـتـى بـودنـد دليـل ديـگـرى بر اهميّت وقداست حفظ حجاب وعفاف ، حتّى در بدترين شرايط اجتماعى و مضيقه هاى تحميلى است . به چند نمونه اشاره مى شود:
(ام كـلثـوم)دخـتـر اميرالمؤ منين (ع) كه زنى با فصاحت وبليغ وسخنور بود ودر مدّت اسارت پـيـوسته با سخنانش ستم حكّام را افشا مى كرد، وقتى كاروان اسرا را به كوفه وارد كردند، در جـمع انبوه حاضران به سخن پرداخت وآنان را به خاطر سستى وكوتاهى در يارى كردن امام حـسـيـن (ع) نـكـوهـش كـرد. در بـدوورود بـه كوفه ، مردم به تماشاى آنان گرد آمده بودند. ام كـلثـوم بـر سـر آنـان فـريـاد كـشـيـد: (يـا اَهـْلَ الْكُوفَه ! اَما تَسْتَحْيُونَ مِنَ اللّهِ وَ رَسُولِه اَنْ تـَنـْظـُرُوا اِلى حـَرمِ النَّبـِىَ؟)
اى مـردم كـوفـه ! آيـا از خـدا ورسول شرم نمى كنيد از اين كه به حرم ودودمان پيامبر نگاه مى كنيد؟
پـس از آنـكـه اوضـاع كـوفـه در پى سخنرانيهاى حضرت زينب وامّ كلثوم ، بحرانى شد وبيم خـطـر مـى رفـت ، ابـن زيـاد دسـتـور داد آنـان را در يـكـى از خـانـه هـاى هـمسايه مسجد حبس كنند ومـاءمـورانـى را هـم بـرآنـان گـمـاشـت . مـردم هـم كـه آشـفـتـه حـال وپـريـشـان جـمـع شـده بـودنـد وعـدّه اى مى گريستند، حضرت زينب (س)با صداى بلند فـريـاد زد: جـز كـنـيـز يـا امّ ولد، كـسـى بـر مـا وارد نـشـود، آنـان نـيـز هـمـچـون مـا اسـيـر شده اند
(ورنج اسارت را مى شناسند). اين كار، هم براى رعايت حريم عصمت ودورى چـشـم نـامـحرمان از ذريّه پيامبر ودختران امام حسين (ع) بود، هم جلب عواطف آنان كه با سختيهاى اسيران آشناتر بودند ونسبت به بازماندگان شهدا، خوشرفتارى مى كردند.
در سـخـنـرانـيـهـاى حـضـرت زيـنـب ، ام كـلثـوم وفـاطـمـه بـنـت الحـسـيـن ، عـمـدتـاً هـتـك حـرمـتـِ اهل بيت (ع) مطرح شده وبه نحوه رفتار والى وماءموران با حرم وحريم پيامبر(ص)، انتقاد شده است .
هنگام ورود اهل بيت (ع) به شام نيز، امّ كلثوم ، شمر را طلبيد واز اوخواست كه آنان را از دروازه اى وارد كـنـنـد كـه اجـتـمـاع كـمـتـرى باشد وسرهاى مطهّر شهدا را دورتر نگهدارند تا مردم به تـمـاشـاى آنـهـا پـرداخـتـه ، كمتر به چهره اهل بيت پيامبر(ص) نگاه كنند. شمر، به لحاظ بى ديـنـى وخـبـاثـت ذاتـى دقـيـقـاً بـرعكس خواسته اوعمل كرد واسيران را از دروازه ساعات وارد دمشق كردند.
چـنـيـن نـكـتـه اى از زبـان حـضـرت سـكـيـنـه نـيـز نـقـل شـده اسـت . سـهـل بن سعد وقتى اسيران را شناخت كه از دودمان پيامبرند، جلورفت واز يكى از آنان پرسيد: تـوكـيـسـتـى ؟ گـفـت : سـكـيـنـه ، دخـتـر امـام حـسـيـن (ع). پـرسـيـد: آيـا كـارى وحاجتى دارى ، من سـهـل ، صـحـابـى جـدّت رسـول خـدايـم . سـكينه فرمود: به نيزه دارى كه اين سر را مى برد، بـگـوجـلوتـر از مـا حـركـت كـنـد تـا مـردم بـه نـگـاه كـردن آن مـشـغـول شـونـد وبـه حـرم رسـول اللّه (ص) چـشـم نـدوزنـد. سـهـل بـسـرعـت رفـت وچـهـارصـد درهـم بـه نـيـزه دار داد، اوهـم سـر مـطـهـّر را از زنـان دوربُرد.
نـمـونه بارزتر اعتراض به اين هتك حرمت ودفاع از حجاب ، در سخنان حضرت زينب (س)بود. آن حضرت در خطابه پرشور وافشاگرانه اى كه در كاخ يزيد ايراد كرد، فرمود:
... اى يزيد! آيا پنداشتى همين كه ما را همچون اسيران به اين شهر وآن شهر كشاندى ، براى ما خـوارى اسـت و بـراى تـوكـرامت است ؟... اى زاده آزادشدگانِ فتحِ مكّه ! آيا اين از عدالت است كه هـمـسـران وكـنـيـزانِ خـودت را در پـشـت پـرده هـا قـرار داده اى ، ولى دخـتـران رسول خدا(ص) را به عنوان اسير، روانه كرده اى ، پرده هاى حرمت آنان را دريده ، چهره هايشان را آشـكـار سـاخـتـه وزيـر سلطه دشمنان از شهرى به شهرى مى گردانى ، آن گونه كه مردم شهرها وآباديها وقلعه ها وبيابانها به آنان مى نگرند ودور ونزديك ، چهره آنان را تماشا مى كنند؟...
اينگونه انتقادها از هتك حرمت حكومت يزيد نسبت به حريم عفاف وحجاب ، نوعى حمايت از ارزشهاى ديـنـى وشـؤ ون مـقـدّسـات وحـريـم حـرمـتـهـاى الهـى اسـت كـه از زبـان اسـراى اهل بيت شنيده مى شد.
زنـان پـاكـدامـن وشـجـاع ايـران اسـلامـى ، در تـبـعـيـّت از ايـن اسـوه ها، هم در صحنه مبارزات و راهـپـيـمـايى ها وتظاهرات ضدّ طاغوت حضور فعال داشتند، هم حضور سياسى و اجتماعى خود را هـمـراه با حفظ متانت وحجاب داشتند؛ درسى كه از عاشورا آموخته بودند وپيامى كه عاشورا به زنان جهان ، براى هميشه وهمه جا دارد.
از نـمونه هايى كه نقل شد، همچون مادر وهب ، مادر عمروبن جناده ، امّ خلف و... بر مى آيد كه زن مـسـلمان نمونه ، نه تنها از شهادت جوان خويش در راه عقيده ودين خدا روى برنمى تابد، بلكه مـشـوّقـى براى اينگونه مجاهدات وجانفشانى هاست وپسر را به جنگيدن وشهادت در راه امام حق ، ترغيب مى كند.
تـربـيـت نـسلى شهادت طلب وجان نثار، پيام عاشورا به همه مادران است . در مورد حضرت زينب نيز كه دوپسرش عون ومحمّد در كربلابه شهادت رسيدند، جلوه ديگرى از شهيدپرورى مادران متعهّد را مى بينيم . حضرت زينب ، هم دختر شهيد بود، هم خواهر شهيد، هم مادر شهيد، هم عمّه شهيد. صبر ومقاومت اودر برابر اين شهادتها بود كه او را (قهرمان صبر) ساخت .
در انـقـلاب اسـلامـى ودفـاع مـقـدّس ، مـادران وخـواهران شهدا، همچنين همسرانِ جوانِ شهيدان جبهه ، بـرتـريـن الگـوهـاى ايـمـان وصـبـورى وافـتـخـار بـه شـهـادت را از عـاشـوراى حـسـيـنـى واهـل بـيـت (ع)آن حـضـرت گرفتند. امام امّت درباره بانوان رشيد ودلاور ايران اسلامى فرموده است :
(زنان در عصر ما ثابت كردند كه در مجاهده ، همدوش مردان بلكه مقدّم بر آنانند.)
(شما خواهران عزيز وشجاع ، دوشادوش مردان پيروزى را براى اسلام بيمه كرديد.)
(بانوان عزيز ما اسباب اين شدند كه مردان هم جراءت وشجاعت پيدا كنند.)
(مـن هـر وقـت بـانوان محترم را مى بينم كه با عزم واراده قاطع ، در راه هدف حاضر به همه طور زحـمـت ، بـلكـه شـهـادت هـسـتـنـد، مـطـمـئن مـى شـوم كـه ايـن راه بـه پـيـروزى مـنـتـهـى مـى شود.)
مرورى به اظهارات مادران شهدا كه درباره قربانيان خودشان به آستان اسلام وانقلاب داشته ودارنـد، نـشـان دهـنـده عـمـقِ تـاءثـيـرپـذيـرى آنان از حركتهاى الگويى زنان حاضر در نهضت كربلاست .
ميراث دارى ، نگهبانى از خط وخون شهدا ـ حتّى با حجاب خويش ـ تبيين اهداف و آرمانهاى شهيدان ، صبر بر شهادت وبلادر راه خدا، همه وهمه درسهايى است كه بانوان ما از كربلاآموخته اند.
پـيـام عـاشـورا بـه بـانـوان ، دعـوت آنـان بـه شـنـاخـت وانجام رسالتِ سياسى خويش است ، و پشتيبانى از مبارزه شهيدان ، تلاش اجتماعى همراه با عفاف وپاكدامنى ، شهيد پرورى و تربيت نسلى شهادت طلب ، تبليغ وتبيين مرام واهداف شهيدان ، صبر بر شهادت عزيزان .
همچنان كه تاكنون چنين بوده است ، تا آخر نيز همين درسها وپيامها جاودانه خواهد ماند.