بستن / باز کردن

تاريخ زندگاني امام صادق (ع) >> عوامل زمينه ساز دانشگاه جعفرى
عـوامـل گـونـاگـونـى درپـيـدايـش و گـسـتـرش دانـشـگـاه بـزرگ جـعـفـرى نـقـش داشـتـند كه در ذيل به مهمترين آنها اشاره مى كنيم .

      تلاشهاى امام سجّاد و امام باقر عليهماالسّلام

تـلاشـهـاى طـاقـت فـرسـاى پـيـشـواى چـهـارم و پـنـجـم در آن شـرايـط سـخـت ، زمـينه را براى تشكيل حوزه علمى و تربيتى امام صادق (ع ) فراهم ساخت .
امـام سـجـّاد(ع ) در دوران امـامـت خود با كوشش و تلاش مستمرّ، دركنار فعّاليّتها ايدئولوژيك و مـبـارزه بـا تـحـريـف و تغييرى كه به وسيله حاكمان اموى در خطوط اصلى ايدئولوژى اسلامى پـديـد آمـده بـود، كـار بـنـيـادى و در مـدت خـود را بـراى ايـجـاد تـحـول فـرهـنـگـى در جامعه اسلامى آغاز كرد و موفق شد بذر تحرك و سازندگى را در جامعه اسـتـا و مـنـحـطـّى كـه مـردم آن ، سـاليان درازى براثر محروم بودن از هدايت و رهنمودهاى امامان مـعـصـوم در مـرداب انـديـشـه هـاى خـرافـى و جـاهـلى غـرق شـده وازاسـلام اصـيـل فـاصـله گـرفـتـه بـودنـد، بـكارد و از آنان انسانهايى بسازد كه بتوانند بار سنگين رسـتـاخـيـز دوبـاره اسـلام را بـر دوش بـگـيـرنـد و تـحـولى هـمـانـنـد تـحـوّلى كـه رسول خدا(ص ) در متن جامعه جاهلى پديد آورد، پديد آورند.
عناصر اصلى اين انقلاب فرهنگى پس از واقعه عاشورا، به دست امام سجاد(ع ) پروده شد. رمز عدم برخورد حادّ و تند آن حضرت با خلفاى زمان خود همين است . چرا كه اتّخاذ سياست حادّ در آن شـرايـط، مـوجـب مى شد آن حضرت پيش از آن كه موفق به انجام رسالت زيربنايى خود شود، به شهادت برسد.
امـام بـاقـر(ع ) بـرنـامه بنيادى و فعّاليتهاى آرام پدربزرگوارش را در شعاعى گسترده تر پـى گـرفـت ؛ در نـتيجه ، زمينه براى گرايش افراد بيشتر به دستگاه امامت فراهم شد؛ چندان كه وقتى كه گرامى وارد مسجد پيامبر(ص ) مى شد گروه زيادى از شيعيان گرد او را گرفته از مسائل مختلف فقهى مى پرسيدند.
بـديـن تـرتـيـب ، نـهـالى كـه در سـرزمـين كربلا به دست حسين بن على (ع ) كاشته و با خون آبيارى شد در دوران 53 ساله امامت امام سجّاد و امام باقر عليهماالسّلام به برگ و بار نشست ؛ هـر چـنـد هـنـوز عـامـّه مردم بر اثر تباهسازيها و ويرانگريهاى سردمداران اموى از جبهه امامت دور بودند.

      آزادى نشر انديشه هاى گوناگون

در قـرن نـخـسـت هـجـرى ـ بـويـژه نـيـمـه اول آن ـ در داخـل كـشـور اسـلامـى ، در مـقـابـل جـبـهـه امـامت يك جبهه بيشتر وجود نداشت و آن جبهه خلافت بود. ساير جبهه هاى فكرى و سـيـاسـى اگـر هـم بـه وجود آمده بودند اسم و رسم و تابلويى نداشتند. امّا به تدريج ، با گـذشـت زمـان وفـتح سرزمينهاى جديد و آشنايى مسلمانان با مكتبها و مرامهاى گوناگون ، جبهه هاى ديگرى نيز نمودار شد. پيدايش و گسترش انديشه هاى مختلف فكرى بويژه تفكر، مادّى و شـبـه الحـادى كـه به طور دائم سعى در ايجاد شبهه و ابهام درمعارف و عقايد اسلامى داشتند و تـلاشـهـاى خـود را در جـهـت خـدشـه دار كـردن چـهـره اسـلام و مـتـزلزل سـاخـتـن مـبـانـى اعـتقادى مسلمانان ، متمركز كرده بودند، و نيز فعّاليتهاى روز افزون دسـتـگـاه خلافت در بكارگيرى و اجير كردن عالمان بى دين كه اسلام و احكام آن را به اقتضاى سـياست ملكدارى حاكمان غاصب ، تبيين وتفسير مى كردند، همه او عواملى بود كه امام صادق (ع ) را به نهضتى فرهنگى و جهادى علمى وادار كرد.

      اختلافات و كشمكشهاى دولتمردان بر سر قدرت

موج نا آرامى و قيامها و شورشهاى مردمى عليه سياستهاى امويان كه پس از شهادت زيدبن على و فـرزنـدش ‍ يـحـيـى رو بـه فـزونـى نـهـاده بود و نيز منازعات و كشمكشهاى دولتمردان بر سرقدرت . از مسائلى بود كه آنان را به خود مشغول ساخته حكومت و دولتشان را به ناتوانى و آشفتگى كشانده بود، و زمينه ساز جهاد علمى و فرهنگى پيشواى ششم گشت .