در اينجا ممكن است اين پرسش مطرح شود كه اگر قيام زيد مورد تاءييد امام صادق (ع ) بود چرا آن حضرت در نهضت وى شركت مستقيم نداشت ؟
در پاسخ بايد بگوييم عدم شركت امام (ع ) ممكن است به چند جهت باشد از جمله :
1 ـ ازآنـجـا كـه رهـبرى نهضت در دست زيدبن على بود، مشاركت امام صادق (ع ) در نهضت وى به مـعـناى پيروى امام (ع )از زيد بود و اين غير ممكن بود؛ زيرا تعيين تكليف براى پيشواى معضوم درخـور شاءن هيچ فرد غير معصومى نيست . اين امام است كه بايد برايى ديگران خط مشى تعيين كند و آنان را به پيروى از خود فرا خواند.
2 ـ امـام صـادق (ع ) در آن شـرايـط حـسـاس سـيـاسـى ـ فـرهـنـگـى ، اهـداف گـسـتـرده اى را دنبال مى كرد كه صرف اقدام نظامى نه تنها تاءمين كننده آن اهداف نبود بلكه چه بسا موجب مى شـد تـلاشـهـاى امـام سـجـاد و امـام بـاقـر عليهماالسّلام نيز به ثمر نرسد. امام مصادق (ع ) در سـخـنى كه با زيد داشت ـ و پيش از اين بدان اشاره كرديم ـ به كنايه ، نافرجام حركت نظامى وى را بـه او گـشـزد كرد . خود زيد نيز شرايط موجود را براى قيام مسلحانه چندان مناسب نمى ديـد؛ از ايـن رو تـلاش گـسـتـرده اى را بـراى فـراهم كردن زمينه ها و مقدمات آن آغاز كرده بود؛ ليكن حوادثى پيش آمد كه زمان قيام را جلو انداخت ..
3 ـ اگـر امـام (ع ) در قـام عـمـويش شركت مى كرد، به گمان قوى سرنوشتى همچون سرنوشت زيـد پـيـدا مـى كرد، بدون آنكه از شهادتش نتيجه مطلوب گرفته شود؛ بلكه اين زيان جبران نـاپذير را نيز در پى داشت كه امت اسلامى براى هميشه از آنهمه علوم و معارف كه از سرچشمه زلال وجود مباركش جوشيد محروم مى گشت .