7 ـ اسـلام
مسأله208 : اگر كافر شهادتين بگويد، يعنى بگويد: « اشهدان لا اله الا الله واشهد انّ محمداً رسول الله» مسلمان مى شود و بعد از مسلمان شدن، بدن و آب دهان و بينى و عرق او پاك است. ولى اگر موقع مسلمان شدن عين نجاست در بدن او بوده، بايد آن را برطرف كند و جاى آن را آب بكشد. و نيز اگر پيش از مسلمان شدن، عين نجاست برطرف شده باشد لازم است جاى آن را آب بكشد.
مسأله209 : اگر موقعى كه كافر بوده لباس او با رطوبت به بدنش رسيده باشد و آن لباس در موقع مسلمان شدن در بدن او نباشد نجس است، بلكه اگر در بدن او هم باشد بايد از آن اجتناب كند.
مسأله210 : اگر كافر شهادتين بگويد و انسان نداند قلباً مسلمان شده يا نه، پاك است، ولى اگر بداند قلباً مسلمان نشده بنابر احتياط واجب بايد از او اجتناب كرد.
8ـ تَبَعيّت
مسأله211 : تبعيّت آن است كه چيز نجسى به واسطه پاك شدن چيز نجس ديگر پاك شود.
مسأله212 : اگر شراب سركه شود، ظرف آن هم تا جايى كه شراب موقع جوش آمدن به آن جا رسيده پاك مى شود، و كهنه و چيزى هم كه معمولاً روى آن مى گذارند اگر به آن رطوبت نجس شود، پاك مى گردد. بلكه اگر موقع جوشيدن، سر برود و پشت ظرف به آن آلوده شود، بعد از سركه شدن پشت ظرف هم پاك مى شود.
مسأله213 : تخته يا سنگى كه روى آن ميت را غسل مى دهند و پارچه اى كه با آن عورت ميت را مى پوشانند و دست كسى كه او را غسل مى دهد و همين طور كيسه و صابونى كه با آن شسته مى شود بعد از تمام شدن غسل پاك مى شود.
مسأله214 : كسى كه چيزى را با دست خود آب مى كشد اگر دست و آن چيز با هم آب كشيده شوند بعد از پاك شدن آن چيز دست او هم پاك مى شود.
مسأله215 : اگر لباس و مانند آن را آب بكشند و به اندازه معمول فشار دهند تا آبى كه روى آن ريخته اند جدا شود، آبى كه در آن مى ماند پاك است.
مسأله216 : ظرف نجس را كه با آب قليل آب مى كشند، بعد از جداشدن آبى كه براى پاك شدن، روى آن ريخته اند، آب كمى كه در آن مى ماند پاك است.
9ـ برطرف شدن عين نجاست
مسأله217 : اگر بدن حيوان به عين نجس مثل خون، يا متنجس مثل آب نجس، آلوده شود، چنانچه آنها برطرف شود بدن آن حيوان پاك مى شود. و همچنين است باطن بدن انسان مثل توى دهان و بينى. مثلاً اگر خونى از لاى دندان بيرون آيد و در آب دهان از بين برود، آب كشيدن توى دهان لازم نيست.
مسأله218 : اگر غذا لاى دندان مانده باشد و داخل دهان خون بيايد، آن غذا پاك است و دندان مصنوعى هم همين حكم را دارد.
مسأله219 : جايى را كه انسان نمى داند از ظاهر بدن است يا باطن آن، اگر ملاقات با نجس بكند لازم نيست آب بكشد اگرچه آب كشيدن احوط است.
مسأله220 : اگر گرد و خاك نجس به لباس و فرش و مانند اينها بنشيند، چنانچه هردو خشك باشند نجس نمى شود، و اگر گرد و خاك يا لباس و مانند اينها تر باشد بايد محل نشستن گرد و خاك را آب بكشند.
10ـ اِسْتبْراء حيوان نجاستخوار
مسأله221 : بول و غائط حيوانى كه به خوردن نجاست انسان عادت كرده نجس است، و اگر بخواهند پاك شود بايد آن حيوان را استبراء كنند، يعنى تا مدّتى كه بعد از آن مدّت ديگر نجاستخوار به آن نگويند، نگذارند نجاست بخورد و خوراك پاك به آن بدهند، و بايد شتر نجاستخوار را چهل روز و گاو را بيست روز، و گوسفند را ده روز و مرغابى را پنج روز، و مرغ خانگى را سه روز، نگذارند، نجاست بخورند و خوراك پاك به آنها بدهند.
11ـ غائب شدن مسلمان
مسأله222 : اگر بدن يا لباس مسلمان يا چيز ديگرى مانند ظرف و فرشى كه در اختيار او است نجس شود و آن مسلمان غائب گردد اگر انسان احتمال بدهد كه آن چيز را آب كشيده اجتناب از آن لازم نيست به شرط اين كه عالم به نجاست آن باشد و آن را در چيزى كه مى داند طهارت در آن شرط است استعمال كند و نيز بنا بر احتياط واجب بالغ باشد و بى مبالات به طهارت و نجاست نباشد.
مسأله223 : اگر خود انسان يقين كند كه چيزى كه نجس بوده پاك شده است يا دو عادل به پاك شدن آن خبر دهند، آن چيز پاك است. و همچنين است اگر كسى كه چيز نجس در اختيار اواست بگويد آن چيز پاك شده، يا مسلمانى چيز نجس را آب كشيده باشد، اگرچه معلوم نباشد درست آب كشيده يا نه آن چيز پاك است.
مسأله224 : كسى كه وكيل شده است لباس انسان را آب بكشد و لباس هم در تصرّف او باشد اگر بگويد: آب كشيدم، آن لباس پاك است.
مسأله225 : اگر انسان حالى دارد كه در آب كشيدن چيز نجس يقين پيدا نمى كند، همانند عرف مردم رفتار نمايد و يقين براى او لازم نيست.
احكام ظرفها
مسأله226 : ظرفى كه از پوست سگ يا خوك يا مردار ساخته شده خوردن و آشاميدن در آن ظرف حرام است، و نبايد آن ظرف را در وضو و غسل و كارهايى كه بايد با چيز پاك انجام داد استعمال كنند. بلكه احتياط واجب آن است كه آنها را در غير آنچه طهارت در او شرط است نيز استعمال نكند و همين طور چرم سگ و خوك و مردار اگرچه ظرف هم نباشد.
مسأله227 : خوردن و آشاميدن از ظرف طلا و نقره و استعمال آنها، حرام است، حتّى استعمال آنها در زينت اطاق حرام مى باشد، ولى نگاه داشتن آنها حرام نمى باشد
مسأله228 : ساختن ظرف طلا و نقره و اجرتى كه براى آن مى گيرند حرام نيست.
مسأله229 : خريد و فروش ظرف طلا و نقره و پولى را كه فروشنده مى گيرد حرام نيست.
مسأله230 : دستگيره استكان كه از طلا يا نقره مى سازند اگر بعد از برداشتن استكان، به آن ظرف گفته شود، استعمال آن چه به تنهائى و چه با استكان، حرام است و اگر ظرف به آن گفته نشود استعمال آن مانعى ندارد.
مسأله231 : استعمال ظرفى كه روى آن را آب طلا يا آب نقره داده اند اشكال ندارد.
مسأله232 : اگر فلزى را با طلا يا نقره مخلوط كنند و ظرف بسازند چنانچه مقدار آن فلز به قدرى زياد باشد كه ظرف طلا يا نقره به آن ظرف نگويند استعمال آن مانعى ندارد.
مسأله233 : اگر انسان غذائى را كه در ظرف طلا يا نقره است به قصد خوردن و آشاميدن در ظرف ديگر خالى كند، اين استعمال حرام مى باشد. اما اگر بخواهد غذا را بخورد و چون در ظرف طلا و نقره حرام است غذا را در ظرف ديگر بريزد اشكال ندارد. و در هر صورت غذا خوردن از ظرف دوم كه طلا و نقره نيست اشكال ندارد.
مسأله234 : استعمال بادگير قليان و غلاف شمشير و كارد و قاب قرآن اگر از طلا يا نقره باشد اشكال ندارد و همچنين عطردان و سرمه دان و مثل اينها.
مسأله235 : استعمال ظرف طلا يا نقره در حال ناچارى اشكال ندارد ولى براى وضو و غسل در حال ناچارى هم نمى شود ظرف طلا و نقره را استعمال كرد.
مسأله236 : استعمال ظرفى كه معلوم نيست از طلا يا نقره است يا از چيز ديگر اشكال ندارد.
وضــو
مسأله237 : در وضو واجب است صورت و دستها را بشويند و جلوى سر و روى پاها را مسح كنند.
مسأله238 : درازاى صورت را بايد از بالاى پيشانى ( جايى كه موى سر بيرون مى آيد) تا آخر چانه شست، و پهناى آن به مقدارى كه بين انگشت وسط و شست قرار مى گيرد بايد شسته شود، و اگر مختصرى از اين مقدار را نشويد وضو باطل است. و براى آن كه يقين كند اين مقدار كاملاً شسته شده بايد كمى از اطراف آن را هم بشويد.
مسأله239 : اگر صورت يا دست كسى كوچكتر يا بزرگتر از حدّ معمول باشد بايد ملاحظه كند كه افراد معمولى تا كجاى صورت خود را مى شويند و او هم تا همانجا را بشويد، و اگر دست و صورتش هردو بر خلاف معمول باشد امّا با هم متناسب باشند لازم نيست ملاحظه معمول را بكند بلكه به دستورى كه در مسأله پيش گفته شد وضو بگيرد، و نيز اگر در پيشانى او مو روئيده يا جلوى سرش مو ندارد بايد به اندازه معمول پيشانى را بشويد.
مسأله240 : اگر احتمال دهد چرك يا چيز ديگرى در ابروها و گوشه هاى چشم و لب او هست كه نمى گذارد آب به آنها برسد، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، بايد پيش از وضو بررسى كند كه اگر هست برطرف نمايد.
مسأله241 : اگر پوست صورت از لاى مو پيدا باشد بايد آب را به پوست برساند، و اگر پيدا نباشد شستن مو كافى است، و رساندن آب به زير آن لازم نيست.
مسأله242 : اگر شك كند كه پوست صورت از لاى مو پيدا است يا نه، واجب است احتياطاً هم مو را بشويد و هم آب را به پوست برساند.
مسأله243 : شستن توى بينى و مقدارى از لب و چشم كه در وقت بستن ديده نمى شود واجب نيست، ولى براى آن كه يقين كند همه جاهائى كه بايد شسته شود شسته شده، مقدارى از آنها را هم بشويد.
مسأله244 : بايد صورت را بنا بر احتياط واجب از بالا به پايين شست و اگر از پايين به بالا بشويد وضو اشكال دارد و دستها را بايد از مرفق به طرف سر انگشتان بشويد.
مسأله245 : اگر دست را تر كند و به صورت و دستها بكشد، چنانچه ترى دست به قدرى باشد كه به واسطه كشيدن دست، آب كمى بر آنها جارى شود كافى است.
مسأله246 : بعد از شستن صورت بايد دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سر انگشتها بشويد.
مسأله247 : براى آن كه يقين كند آرنج را كاملاً شسته بايد مقدارى بالاتر از آرنج را هم بشويد.
مسأله248 : كسى كه پيش از شستن صورت، دستهاى خود را تا مچ شسته، در موقع وضو بايد تا سر انگشتان را بشويد و اگر فقط تا مچ را بشويد وضوى او باطل است.
مسأله249 : در وضو، شستن صورت و دستها، مرتبه اوّل واجب و مرتبه دوّم جايز و مرتبه سوّم و بيشتر از آن حرام مى باشد، و اگر با يك مشت آب، تمام عضو شسته شود و به قصد وضو بريزد يك مرتبه حساب مى شود چه قصد بكند يك مرتبه را، يا قصد نكند.
مسأله250 : بعد از شستن هر دو دست بايد جلوى سر را با ترى آب وضو كه در دست مانده مسح كند، و لازم نيست با دست راست باشد يا از بالا به پائين مسح نمايد.
مسأله251 : يك قسمت از چهار قسمت سر كه مقابل پيشانى است جاى مسح مى باشد، و هر جاى اين قسمت را به هر اندازه مسح كند كافى است، اگرچه احتياط مستحب آن است كه از درازا به اندازه درازاى يك انگشت و از پهنا به اندازه سه انگشت بسته، مسح نمايد.
مسأله252 : لازم نيست مسح سر بر پوست آن باشد بلكه بر موى جلوى سر هم صحيح است. ولى كسى كه موى جلوى سر او به اندازه اى بلند است كه اگر مثلاً شانه كند روى قسمتى از پيشانى مى ريزد، يا به جاهاى ديگر سر مى رسد، بايد بيخ موها را مسح كند، يا فرق سر را باز كرده پوست سر را مسح نمايد، و اگر موهايى را كه به صورت مى ريزد يا به جاهاى ديگر سر مى رسد جلوى سر جمع كند و بر آنها مسح نمايد، يا بر موى جاهاى ديگر سر، كه جلوى آن آمده مسح كند باطل است.
مسأله253 : بعد از مسح سر بايد با ترى آب وضو كه در دست مانده روى پاها را از سر يكى از انگشتها تا برآمدگى روى پا مسح كند.
مسأله254 : پهناى مسح پا به هر اندازه باشد كافى است، ولى احتياط مستحب آن است كه با تمام كف دست، روى پا را مسح كند.
مسأله255 : بنا براحتياط واجب بايد در مسح پا دست را بر سر انگشتها بگذارد و روى پارا به تدريج مسح كند واگر همه دست را روى پا بگذارد و كمى بكشد صحيح نمى باشد.
مسأله256 : در مسح سر و روى پا بايد دست را روى آنها بكشد، و اگر دست را نگهدارد و سر يا پا را بكشد وضو باطل است، ولى اگر موقعى كه دست را مى كشد سر يا پا مختصرى حركت كند اشكال ندارد.
مسأله257 : جاى مسح بايد خشك باشد. و اگر به قدرى تر باشد كه رطوبت كف دست به آن اثر نكند مسح باطل است. ولى اگر ترى آن به قدرى كم باشد كه رطوبتى كه بعد از مسح در آن ديده مى شود بگويند فقط از ترى كف دست است اشكال ندارد.
مسأله258 : اگر براى مسح، رطوبتى در كف دست نمانده باشد نمى تواند دست را با آب خارج تر كند، بلكه بايد از اعضاى ديگر وضو رطوبت بگيرد و با آن مسح نمايد.
مسأله259 : اگر رطوبت كف دست فقط به اندازه مسح سر باشد، مى تواند سر را با همان رطوبت مسح كند، و براى مسح پاها از اعضاء ديگر وضو رطوبت بگيرد.
مسأله260 : مسح كردن از روى جوراب و كفش باطل است، ولى اگر به واسطه سرماى شديد يا ترس از دزد و درنده و مانند اينها نتواند كفش يا جوراب را بيرون آورد، مسح كردن بر آنها اشكال ندارد، و اگر روى كفش نجس باشد بايد چيز پاكى بر آن بيندازد و بر آن چيز مسح كند.
مسأله261 : اگر روى پا نجس باشد و نتواند براى مسح، آن را آب بكشد بايد تيمم نمايد.
وضوى ارتماسى
مسأله262 : وضوى ارتماسى آن است كه انسان صورت و دستها را به قصد وضو، با مراعات شستن از بالا به پايين در آب فرو برد و يا آنها را در آب فرو برد و به قصد وضو بيرون آورد و اگر موقعى كه دستها را در آب فرو مى برد نيّت وضوء كند و تا وقتى كه آنها را از آب بيرون مى آورد و ريزش آب تمام مى شود به قصد وضوء باشد وضوى او صحيح است.
مسأله263 : در وضوى ارتماسى هم بايد صورت و دستها از بالا به پايين شسته شود، پس اگر وقتى كه صورت و دستها را در آب فرو مى برد قصد وضو كند بايد صورت را از طرف پيشانى و دستها را از طرف آرنج در آب فرو برد و اگر موقع بيرون آوردن از آب قصد وضو كند، بايد صورت را از طرف پيشانى و دستها را از طرف آرنج بيرون آورد.
مسأله264 : اگر وضوى بعضى از اعضاء را ارتماسى و بعضى را غير ارتماسى انجام دهد اشكالى ندارد.
دعاهايى كه موقع وضو گرفتن مستحب است
مسأله265 : كسى كه وضو مى گيرد مستحب است موقعى كه نگاهش به آب مى افتد بگويد: «بِسْمِ اللهِ وبِاللهِ وَالْحَمْدُللهِ الّذى جَعَلَ الْماءَ طَهوُراً وَلَم يَجْعَلْهُ نَجِساً» و موقعى كه پيش از وضو دست خود را مى شويد بگويد: « اللّهمَّ اجْعَلنى مِنَ التّوّابِينَ وَاجْعَلْنِى مِنَ المُتَطَهِّرينَ» و در وقت مضمضه كردن يعنى آب در دهان گرداندن بگويد: «اَللّهُمَّ لَقِّنِىِ حُجَّتِى يَوْمَ اَلْقاكَ وَاَطْلِقْ لِسانِى بِذِكْرِكَ» و در وقت استنشاق يعنى آب در بينى كردن بگويد: «اَللّهُمَّ لا تُحَرِّمْ عَلَىَّ ريحَ الْجَنَّةِ وَاجْعَلْنِى مِمَّن يُشُمُّ ريحَها وَروْحَها وَطيبَها» و موقع شستن صورت بگويد: « اللّهُمَّ بَيِّضْ وَجْهى يَوْمَ تَسْوَدُّ فيهِ الْوُجوُهُ وَلا تُسَوِّدْ وَجْهى يَوْمَ تَبْيَضُّ فيهِ الْوُجوُهُ» و در وقت شستن دست راست بخواند: «اللّهُمَّ اَعْطِنِى كِتابِى بِيَمينى وَالْخُلْدَ فِى الجنانِ بِيَسارى وَحاسِبْنى حِساباً يَسيراً» و موقع شستن دست چپ بگويد: «اللّهُمَّ لا تُعْطِنِى كِتابىِ بِشمالىِ وَلا مِنْ وَراءِ ظَهْرِى وَلا تَجْعَلْها مَغْلوُلَةً اِلى عُنُقِى وَاَعوذُبِكَ مِنْ مُقَطِّعاتِ النِّيرانِ» و موقعى كه سر را مسح مى كند بگويد: «اللّهُمَّ غَشِّنِىِ بِرَحْمَتِكَ وَبَرَكاتِكَ وَعَفْوِكَ» و در وقت مسح پا بخواند: «اللّهُمَّ ثَبِّتْنِى عَلَى الصِّراطِ يَوْمَ تَزِلُّ فِيْهِ الاَْقْدام وَاجْعَلْ سَعْيِى فى ما يُرْضيكَ عَنِّى يا ذَالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ» .
شرايط وضو
شرايط صحيح بودن وضو سيزده چيز است.
شرط اوّل: آب وضو پاك باشد.
شرط دوّم: آب وضو مطلق باشد.
مسأله266 : وضو با آب نجس و آب مضاف باطل است، اگرچه انسان نجس بودن يا مضاف بودن آن را نداند يا فراموش كرده باشد، و اگر با آن وضو نمازى هم خوانده باشد، بايد آن نماز را دوباره با وضوى صحيح بخواند.
مسأله267 : اگرغيرازآب گل آلود مضاف، آب ديگرى براىوضوندارد، چنانچهوقت نماز تنگ است بايدتيمم كند، واگروقت دارد بايدصبركند تاآب صاف شود و وضو بگيرد.
شرط سوم: آب وضو مباح باشد.
مسأله268 : وضو با آب غصبى و با آبى كه معلوم نيست صاحب آن راضى است يا نه، حرام و باطل است، ولى اگر سابقاً راضى بوده و انسان نمى داند كه از رضايتش برگشته يا نه، وضو صحيح است، و نيز اگر آب وضو از صورت و دستها در جاى غصبى بريزد، وضوى او صحيح است.
مسأله269 : وضو گرفتن از حوض مدرسه اى كه انسان نمى داند آن حوض را براى همه مردم وقف كرده اند يا براى محصلين همان مدرسه، در صورتى كه معمولاً مردم از آب آن وضو بگيرند و وضوء گرفتن مردم كاشف از اجازه عمومى باشد، اشكال ندارد.
مسأله270 : كسى كه نمى خواهد در مسجدى نماز بخواند اگر نداند كه حوض آن را براى همه مردم وقف كرده اند يا براى كسانى كه در آن جا نماز مى خوانند، نمى تواند از حوض آن وضو بگيرد، ولى اگر معمولاً كسانى هم كه نمى خواهند در آن جا نماز بخوانند از حوض آن وضو مى گيرند و وضو گرفتن مردم كاشف از اجازه عمومى باشد، مى تواند از حوض آن وضو بگيرد.
مسأله271 : وضو گرفتن از حوض تيمچه ها و مسافرخانه ها و مانند اينها براى كسانى كه ساكن آن جاها نيستند در صورتى صحيح است كه معمولاً كسانى هم كه ساكن آن جاها نيستند با آب آنها وضو بگيرند و وضو گرفتن مردم كاشف از اجازه عمومى باشد.
مسأله272 : وضو گرفتن در نهرهاى بزرگ اگرچه انسان نداند كه صاحب آنها راضى است اشكال ندارد، ولى اگر صاحب آنها از وضو گرفتن نهى كند احتياط واجب آن است كه با آب آنها وضو نگيرند.
مسأله273 : اگر نداند يا فراموش كند آب غصبى است، و با آن وضو بگيرد، وضو صحيح است.
شرط چهارم: ظرف آب وضو مباح باشد.
شرط پنجم: ظرف آب وضو طلا و نقره نباشد.
مسأله274 : اگر آب وضو در ظرف غصبى است و غير از آن، آب ديگرى ندارد بايد تيمم كند و چنانچه با آن آب وضو بگيرد باطل است. و اگر آب مباح ديگرى دارد چنانچه در آن ظرف غصبى، وضوى ارتماسى بگيرد و يا با آن ظرف، آب به صورت و دستها بريزد وضويش باطل است، ولى اگر با كف دست، آب را از آن ظرف بردارد و به صورت و دستها بريزد وضويش صحيح است. اگرچه از جهت تصرف در ظرف غصبى، فعل حرام مرتكب شده است، و وضوى او از ظرف طلا و نقره، به احتياط واجب مثل وضوى از ظرف غصبى است.
مسأله275 : اگر در حوضى كه مثلاً يك آجر يا يك سنگ آن غصبى است وضو بگيرد صحيح است.
مسأله276 : اگر در صحن يكى از امامان يا امامزادگان كه سابقاً قبرستان بوده حوض يا نهرى بسازند، چنانچه انسان نداند كه زمين صحن را براى قبرستان وقف كرده اند وضو گرفتن در آن حوض و نهر اشكال ندارد.
شرط ششم: اعضاى وضو موقع شستن و مسح كردن، پاك باشد.
مسأله277 : اگر پيش از تمام شدن وضو جايى را كه شسته و مسح كرده نجس شود، وضو صحيح است.
مسأله278 : اگر غير از اعضاى وضو جايى از بدن نجس باشد، وضو صحيح است. ولى اگر مخرج را از بول يا غائط تطهير نكرده باشد بهتر آن است كه اوّل آن را تطهير كند، و بعد وضو بگيرد.
مسأله279 : اگر يكى از اعضاى وضو نجس باشد و بعد از وضو شك كند كه پيش از وضو آن جا را آب كشيده يا نه، چنانچه در موقع وضو ملتفت پاك بودن و نجس بودن آن جا نبوده وضو باطل است، و اگر مى داند ملتفت بوده، يا شك دارد كه ملتفت بوده يا نه، وضو صحيح است. و در هر صورت جايى را كه نجس بوده بايد آب بكشد.
مسأله280 : اگر در صورت يا دستها بريدگى يا زخمى است كه خون آن بند نمى آيد و آب براى آن ضرر ندارد، بايد در آب كر يا جارى فرو برد و قدرى فشار دهد كه خون بند بيايد، بعد به دستورى كه گفته شد وضوى ارتماسى بگيرد.
شرط هفتم: وقت براى نماز و وضو كافى باشد.
مسأله281 : هرگاه وقت به قدرى تنگ است كه اگر وضو بگيرد تمام نماز يا مقدارى از آن بعد از وقت خوانده مى شود، بايد تيمم كند، ولى اگر براى وضو و تيمم يك اندازه وقت لازم است بايد وضو بگيرد.
مسأله282 : كسى كه در تنگى وقت نماز بايد تيمم كند، اگر وضو بگيرد وضو صحيح است چه براى آن نماز وضو بگيرد يا براى كار ديگر.
شرط هشتم: به قصد قربت يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم وضو بگيرد، و اگر براى خنك شدن يا به قصد ديگرى وضو بگيرد باطل است.
مسأله283 : لازم نيست نيت وضو را به زبان بگويد يا از قلب خود بگذراند ولى بايد در تمام وضو متوجه باشد كه وضو مى گيرد. به طورى كه اگر از او بپرسند چه مى كنى بگويد وضو مى گيرم.
شرط نهم: وضو را به ترتيبى كه گفته شد بجا آورد، يعنى اوّل صورت و بعد دست راست و بعد دست چپ را بشويد و بعد از آن سر و بعد پاها را مسح نمايد، و بنابر احتياط واجب بايد پاى راست را پيش از پاى چپ مسح كند، و اگر به اين ترتيب وضو نگيرد باطل است.
شرط دهم: كارهاى وضو را پشت سرهم انجام دهد.
مسأله284 : اگر بين كارهاى وضو به قدرى فاصله شود كه وقتى مى خواهد جايى را بشويد يا مسح كند رطوبت جاهايى كه پيش از آن شسته يا مسح كرده خشك شده باشد، وضو باطل است. و اگر فقط رطوبت جايى كه جلوتر از محلى است كه مى خواهد بشويد يا مسح كند خشك شده باشد مثلاً موقعى كه مى خواهد دست چپ را بشويد رطوبت دست راست خشك شده باشد و صورت تر باشد، بهتر آن است كه دوباره وضو را از سر بگيرد.
مسأله285 : اگر كارهاى وضو را پشت سرهم بجا آورد ولى به واسطه گرماى هوا يا حرارت زياد بدن و مانند اينها رطوبت خشك شود وضوى او صحيح است.
مسأله286 : راه رفتن در بين وضو اشكال ندارد، بنابراين اگر بعد از شستن صورت و دستها چند قدم راه برود و بعد سر و پا را مسح كند، وضوى او صحيح است.
شرط يازدهم: شستن صورت و دستها و مسح سر و پاها را خود انسان انجام دهد، و اگر ديگرى او را وضو دهد، و يا كمك كند، وضو باطل است.
مسأله287 : كسى كه نمى تواند وضو بگيرد بايد كسى را به كمك بگيرد تا او را وضو دهد و چنانچه مزد هم بخواهد، در صورتى كه بتواند بايد بدهد، ولى بايد بنابر احتياط واجب خود او و نائب هردو نيّت وضو كنند و با دست خود مسح نمايد و اگر نمى تواند بايد نايبش دست او را بگيرد و به جاى مسح او بكشد، و اگر اين هم ممكن نيست بايد از دست او رطوبت بگيرند و با آن رطوبت، سر و پاى او را مسح كنند. و به احتياط واجب در صورت امكان علاوه بر وضو تيمّم هم بكند.
مسأله288 : هر كدام از كارهاى وضو را كه مى تواند به تنهايى انجام دهد، نبايد در آن كمك بگيرد.
شرط دوازدهم: استعمال آب براى او مانعى نداشته باشد.
مسأله289 : كسى كه مى ترسد كه اگر وضو بگيرد، مريض شود يا اگر آب را به مصرف وضو برساند تشنه بماند چنانچه وضو بگيرد وضويش بنابر احتياط واجب باطل است ولى اگر نداند كه آب براى او ضرر دارد و وضو بگيرد و بعد بفهمد كه ضرر داشته، وضويش صحيح است، اگرچه احتياط مستحب آن است كه با آن وضو نماز نخواند و تيمم كند و چنانچه با آن وضو نماز خوانده احتياط مستحب آن است كه دوباره آن را اعاده نمايد.
مسأله290 : اگر رساندن آب به صورت و دستها به مقدار كمى كه وضو با آن صحيح است ضرر ندارد و بيشتر از آن ضرر دارد، بايد با همان مقدار وضو بگيرد.
شرط سيزدهم: در اعضاى وضو مانعى از رسيدن آب نباشد.
مسأله291 : اگر مى داند چيزى به اعضاء وضو چسبيده ولى شك دارد كه از رسيدن آب جلوگيرى مى كند يا نه، بايد آن را برطرف كند يا آب را به زير آن برساند.
مسأله292 : اگر زير ناخن چرك باشد، وضو اشكال ندارد، ولى اگر ناخن را بگيرند بايد براى وضو آن چرك را برطرف كنند، و نيز اگر ناخن بيشتر از معمول بلند باشد و چرك زير آن جزء ظاهر به حساب آيد بايد چرك زير مقدارى را كه از معمول بلندتر است برطرف نمايند.
مسأله293 : اگر در صورت و دستها و جلوى سر و روى پاها به واسطه سوختن يا چيز ديگر برآمدگى پيدا شود، شستن و مسح روى آن كافى است. و چنانچه سوراخ شود رساندن آب به زير پوست لازم نيست، بلكه اگر پوست يك قسمت آن كنده شود، لازم نيست آب را به زير قسمتى كه كنده نشده برساند ولى چنانچه پوستى كه كنده شده گاهى به بدن مى چسبد و گاهى بلند مى شود بايد آن را قطع كند يا آب را به زير آن و هم روى آن برساند.
مسأله294 : اگر انسان شك كند كه به اعضاى وضوى او چيزى چسبيده يا نه; چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، مثل آن كه بعد از گل كارى شك كند گل به دست او چسبيده يا نه، بايد بررسى كند يا به قدرى دست بمالد تا اطمينان پيدا كند كه اگر بوده برطرف شده يا آب به زير آن رسيده است.
مسأله295 : جايى را كه بايد شست و مسح كرد هر قدر چرك باشد اگر چرك آن مانع از رسيدن آب به بدن نباشد اشكال ندارد. و همچنين است اگر بعد از گچ كارى و مانند آن چيز سفيدى كه جلوگيرى از رسيدن آب به پوست نمى نمايد بر دست بماند، ولى اگر شك كند كه با بودن آنها آب به بدن مى رسد يا نه، بايد آنها را برطرف كند.
مسأله296 : اگر پيش از وضو بداند كه در بعضى از اعضاى وضو مانعى از رسيدن آب هست و بعد از وضو شك كند كه در موقع وضو آب را به آن جا رسانده يا نه چنانچه احتمال بدهد هنگام وضو ملتفت بوده، وضوى او صحيح است.
مسأله297 : اگر در بعضى از اعضاى وضو مانعى باشد كه گاهى آب بخودى خود زير آن مى رسد و گاهى نمى رسد و انسان بعد از وضو شك كند كه آب زير آن رسيده يا نه، چنانچه بداند موقع وضو ملتفت رسيدن آب به زير آن نبوده بايد دوباره وضو بگيرد.
مسأله298 : اگر بعد از وضو چيزى را كه مانع از رسيدن آب است در اعضاى وضو ببيند و نداند موقع وضو بوده يا بعد پيدا شده، وضوى او صحيح است، ولى اگر بداند كه در وقت وضو ملتفت آن مانع نبوده، بايد دوباره وضو بگيرد.
مسأله299 : اگر بعد از وضو شك كند چيزى كه مانع رسيدن آب است در اعضاى وضو بوده يا نه، و احتمال او از نظر عقلايى به جا باشد در صورتى كه احتمال التفات در حال وضو بدهد وضويش صحيح است.
احـكام وضـو
مسأله300 : كسى كه در كارهاى وضو و شرايط آن مثل پاك بودن آب و غصبى نبودن آن خيلى شك مى كند بايد به شك خود اعتنا نكند.
مسأله301 : اگر شك كند كه وضوى او باطل شده يا نه، بنا مى گذارد كه وضوى او باقى است، ولى اگر بعد از بول استبراء نكرده و وضو گرفته باشد و بعد از وضو رطوبتى از او بيرون آيد كه نداند بول است يا چيز ديگر، وضوى او باطل است.
مسأله302 : كسى كه شك دارد وضو گرفته يا نه، بايد وضو بگيرد.
مسأله303 : كسى كه مى داند وضو گرفته و حدثى هم از او سر زده، مثلاً بول كرده، اگر نداند كه كدام جلوتر بوده، چنانچه پيش از نماز است بايد وضو بگيرد، و اگر در بين نماز است بايد نماز را بشكند و وضو بگيرد و اگر بعد از نماز است بايد وضو بگيرد، و نمازى را كه خوانده دوباره بخواند.
مسأله304 : اگر بعد از نماز شك كند كه وضو گرفته يا نه، چنانچه احتمال التفات در هنگام شروع نماز بدهد نماز او صحيح است، ولى بايد براى نمازهاى بعد وضو بگيرد.
مسأله305 : اگر در بين نماز شك كند كه وضو گرفته يا نه، نماز او باطل است و بايد وضو بگيرد، و نماز را بخواند.
مسأله306 : اگر بعد از نماز شك كند، كه قبل از نماز وضوى او باطل شده يا بعد از نماز، نمازى كه خوانده صحيح است.
مسأله307 : اگر انسان مرضى دارد كه بول او قطره قطره مى ريزد يا نمى تواند از بيرون آمدن غائط خوددارى كند چنانچه از اول وقت نماز تا آخر آن به مقدار وضو گرفتن و نماز خواندن وقت پيدا مى كند بايد نماز را در وقتى كه فرصت مى كند، بخواند و اگر وقت او به مقدار كارهاى واجب نماز است، بايد در وقتى كه فرصت دارد فقط كارهاى واجب نماز را به جا آورد و كارهاى مستحب آن مانند اذان و اقامه و قنوت را ترك نمايد.
مسأله308 : اگر به مقدار وضو و نماز وقت پيدا نمى كند و در بين نماز چند دفعه بول از او خارج مى شود اگر براى او حرجى نيست يعنى سختى كه معمولا تحمل نمى شود در آن نباشد بايد ظرف آبى پهلوى خود بگذارد و هر وقت بول از او خارج شد بنابر احتياط واجب وضو بگيرد و بقيّه نماز را بخواند. و نيز اگر مرضى دارد كه در بين نماز چند مرتبه غائط از او خارج مى شود، اگر براى او حرجى نيست بايد ظرف آبى پهلوى خود بگذارد و هر وقت غائط از او خارج شد وضو بگيرد و بقيّه نماز را بخواند.
مسأله309 : كسى كه غائط پى در پى از او خارج مى شود اگر بتواند مقدارى از نماز را با وضو بخواند، بايد بعد از هر دفعه وضوى خود را تكرار كند تا وقتى كه براى او حرجى باشد.
مسأله310 : كسى كه بول پى در پى از او خارج مى شود اگر بين دو نماز، قطره بولى از او خارج نشود مى تواند با يك وضو هردو نماز را بخواند، و قطره هايى كه بين نماز خارج مى شود اشكال ندارد گرچه سزاوار است احتياط مراعات شود.
مسأله311 : كسى كه بول يا غائط پى در پى از او خارج مى شود اگر نتواند هيچ مقدارى از نماز را با وضو بخواند مى تواند چند نماز را با يك وضو بخواند مگر اينكه اختياراً بول يا غائط كند يا چيز ديگرى كه وضو را باطل مى كند پيش آيد.
مسأله312 : اگر مرضى دارد كه نمى تواند از خارج شدن باد جلوگيرى كند، بايد به وظيفه كسانى كه نمى توانند از بيرون آمدن غائط خوددارى كنند عمل نمايد.
مسأله313 : كسى كه غائط پى در پى از او خارج مى شود، بايد براى هر نمازى وضو بگيرد و فوراً مشغول نماز شود، ولى براى به جا آوردن سجده و تشهد فراموش شده و نماز احتياط كه بايد بعد از نماز انجام داد در صورتى كه آنها را بعد از نماز فوراً بجا بياورد لازم نيست وضو بگيرد.
مسأله314 : كسى كه بول او قطره قطره مى ريزد بايد براى نماز به وسيله كيسه اى كه در آن، پنبه يا چيز ديگرى است كه از رسيدن بول به جاهاى ديگر جلوگيرى مى كند، خود را حفظ نمايد. و احتياط واجب آن است كه پيش از هر نماز مخرج بول را كه نجس شده آب بكشد و كيسه را هم بنابر احتياط واجب تطهيرنمايد. و نيز كسى كه نمى تواند از بيرون آمدن غائط خوددارى كند، چنانچه ممكن باشد بايد به مقدار نماز از رسيدن غائط به جاهاى ديگر جلوگيرى نمايد. و احتياط واجب آن است كه اگر حرجى نيست براى هر نماز مخرج غائط را آب بكشد.
مسأله315 : كسى كه نمى تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند، در صورتى كه ممكن باشد بايد به مقدار نماز از خارج شدن بول و غائط جلوگيرى نمايد اگرچه متضمن مخارجى باشد و بنابر احتياط واجب اگر مرض او معالجه مى شود خود را معالجه كند.
مسأله316 : كسى كه نمى تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند، بعد از آن كه مرض او خوب شد، لازم نيست نمازهايى را كه در وقت مرض مطابق وظيفه اش خوانده قضا نمايد. ولى اگر در بين وقت نماز مرض او خوب شود، بايد نمازى را كه در آن وقت خوانده دوباره بخواند.
چيزهايى كه بايد براى آنها وضو گرفت
مسأله317 : براى شش چيز وضو گرفتن لازم است:
اوّل: براى نمازهاى واجب غير از نماز ميت.
دوّم: براى سجده و تشهد فراموش شده، اگر بين آنها و نماز، حدثى از او سرزده مثلاً بول كرده باشد.
سوّم: براى طواف واجب خانه كعبه.
چهارم: اگر نذر يا عهد كرده يا قسم خورده باشد كه وضو بگيرد.
پنجم: اگر نذر كرده باشد كه جائى از بدن خود را به خط قرآن برساند.
ششم: براى آب كشيدن قرآنى كه نجس شده يا بيرون آوردن آن از مستراح و مانند آن، در صورتى كه مجبور باشد دست يا جاى ديگر بدن خود را به خط قرآن برساند، ولى چنانچه معطل شدن به مقدار وضو، بى احترامى به قرآن باشد بايد بدون اين كه وضو بگيرد، قرآن را از مستراح و مانند آن بيرون آورد يا اگر نجس شده آب بكشد و تا ممكن است از دست گذاشتن به خط قرآن خوددارى كند.
مسأله318 : مس نمودن خط قرآن، يعنى رساندن جايى از بدن به خط قرآن براى كسى كه وضو ندارد، حرام است. ولى اگر قرآن را به زبان فارسى يا به زبان ديگر ترجمه كنند مس آن اشكال ندارد.
مسأله319 : جلوگيرى بچه و ديوانه از مس خط قرآن واجب نيست، ولى اگر مس نمودن آنان بى احترامى به قرآن باشد، بايد جلوگيرى كنند.
مسأله320 : كسى كه وضو ندارد، بنابر احتياط اسم خداوند متعال را به هر زبانى كه نوشته شده باشد مس ننمايد.
مسأله321 : اگر پيش از وقت نماز به قصد اين كه با طهارت باشد وضو بگيرد يا غسل كند صحيح است و نيز اگر به قصد قربت وضو بگيرد كافيست.
مسأله322 : مستحب است انسان براى نماز ميت و زيارت اهل قبور و رفتن به مسجد و حرم امامان
(عليهم السلام)وضو بگيرد، و همچنين براى همراه داشتن قرآن و خواندن و نوشتن آن و نيز براى مس حاشيه قرآن و براى خوابيدن، وضو گرفتن مستحب است. و نيز مستحب است كسى كه وضو دارد دوباره وضو بگيرد، و اگر براى يكى از اين كارها وضو بگيرد هر كارى را كه بايد با وضو انجام داد مى تواند به جا آورد مثلاً مى تواند با آن وضو نماز بخواند.
چيزهايى كه وضو را باطل مى كند
مسأله323 : هفت چيز وضو را باطل مى كند:
اوّل: بول.
دوّم: غائط.
سوّم: باد معده و روده كه از مخرج غائط خارج شود.
چهارم: خوابى كه به واسطه آن چشم نبيند و گوش نشنود، ولى اگر چشم نبيند و گوش بشنود وضو باطل نمى شود.
پنجم: چيزهايى كه عقل را از بين مى برد، مانند ديوانگى و مَستى و بيهوشى.
ششم: استحاضه زنان، كه بعداً گفته مى شود.
هفتم: كارى كه براى آن بايد غسل كرد مانند جنابت و ثبوت اين حكم در مثل مس ميت مبنى بر احتياط است.
احكام وضوى جبيره
چيزى كه با آن زخم و جاى شكسته را مى بندند و دوايى كه روى زخم و مانند آن مى گذارند جبيره ناميده مى شود.
مسأله324 : اگر در يكى از جاهاى وضو زخم يا دمل يا شكستگى باشد، چنانچه روى آن باز است و آب براى آن ضرر ندارد، بايد به طور معمول وضو گرفت.
مسأله325 : اگر زخم يا دمل يا شكستگى در صورت و دستها است و روى آن باز است و آب ريختن روى آن ضرر دارد، بايد اطراف آن را بشويد و چنانچه كشيدن دست تَر بر آن ضرر ندارد، احتياط آن است كه دست تر بر آن بكشد و اگر ضرر دارد بنابر احتياط واجب پارچه پاكى روى آن بگذارد و دست تَر را روى پارچه بكشد و اگر اين مقدار هم ضرر دارد يا زخم نجس است و نمى شود آب كشيد، بايد اطراف زخم را به طورى كه در وضو گفته شد، از بالا به پايين بشويد و بنابر احتياط واجب در فرض اخير تيمّم هم بنمايد.
مسأله326 : اگر زخم يا دمل يا شكستگى در جلوى سر يا روى پاها است و روى آن باز است، چنانچه نتواند آن را مسح كند بايد پارچه پاكى روى آن بگذارد و روى پارچه را با ترى آب وضو كه در دست مانده مسح كند، و اگر گذاشتن پارچه ممكن نباشد، مسح لازم نيست ولى بايد بعد از وضو تيمم هم بكند.
مسأله327 : اگر روى دمل يا زخم يا شكستگى بسته باشد، چنانچه باز كردن آن ممكن است و زحمت و مشقت هم ندارد و آب هم براى آن ضرر ندارد، بايد روى آن را باز كند و وضو بگيرد، چه زخم و مانند آن در صورت و دستها باشد، يا جلوى سر و روى پاها.
مسأله328 : اگر زخم يا دمل يا شكستگى در صورت يا دستها باشد و بشود روى آن را باز كرد، چنانچه ريختن آب، روى آن ضرر دارد و كشيدن دست تر ضرر ندارد، واجب است دست تر روى آن بكشد.
مسأله329 : اگر نمى شود روى زخم را باز كرد ولى زخم و چيزى كه روى آن گذاشته پاك است و رساندن آب به زخم ممكن است و ضرر و زحمت و مشقت ندارد بايد آب را به روى زخم برساند، و اگر زخم يا چيزى كه روى آن گذاشته نجس است، چنانچه آب كشيدن آن و رساندن آب به روى زخم بدون زحمت و مشقت ممكن باشد، بايد آن را آب بكشد و موقع وضو آب را به زخم برساند، و در صورتى كه آب براى زخم ضرر دارد، يا آن كه رساندن آب به روى زخم ممكن نباشد يا زخم نجس است و نمى تواند آن را آب بكشد، زخم را به طورى كه در وضو گفته شد بشويد و اگر جبيره پاك است روى آن مسح كند و اگر جبيره نجس است يا نمى شود روى آن را دست تر كشيد مثلاً دوايى است كه به دست چسبيده، پارچه پاكى را به طورى كه جزء جبيره حساب شود روى آن بگذارد و دست تر روى آن بكشد و اگر اين هم ممكن نيست احتياط واجب آن است كه وضو بگيرد و تيمّم هم بكند.
مسأله330 : اگر جبيره، تمام صورت يا تمام يكى از دستها را فرا گرفته باشد باز احكام جبيره جارى، و وضوى جبيره اى كافى است، ولى اگر بيشتر اعضاى وضو را گرفته باشد، احكام جبيره جارى نمى باشد و بايد تيمم نمايد.
مسأله331 : كسى كه در كف دست و انگشتها جبيره دارد و در موقع وضو دست تر روى آن كشيده است، مى تواند سر و پا را با همان رطوبت مسح كند و مى تواند با ساير جاهاى ذراع مسح نمايد.
مسأله332 : اگر جبيره تمام پهناى روى پا را گرفته ولى مقدارى از طرف انگشتان و مقدارى از طرف بالاى پا باز است، بايد جاهايى كه باز است روى پا را، و جايى كه جبيره است روى جبيره را مسح كند.
مسأله333 : اگر در صورت يا دستها چند جبيره باشد، بايد بين آنها را بشويد و اگر جبيره ها در سر يا روى پاها باشد، اگر به اندازه مسح واجب باز باشد همان جا را مسح مى كند و گرنه بايد بين آنها را مسح كند و در جاهايى كه جبيره است بايد به دستور جبيره عمل نمايد.
مسأله334 : اگر جبيره بيشتر از معمول اطراف زخم را گرفته و برداشتن آن ممكن نيست، بايد به دستور جبيره عمل كند، و بنابر احتياط تيمم هم بنمايد، و اگر برداشتن جبيره ممكن است بايد جبيره را بردارد. و اگر زخم در صورت و دستها است اطراف آن را بشويد و اگر در سر يا روى پاها است اطراف آن را مسح كند و براى جاى زخم به دستورى كه در زخم گفته شد عمل نمايد.
مسأله335 : اگر در جاى وضو زخم و جراحت و شكستگى نيست، ولى به جهت ديگرى آب براى همه دست و صورت ضرر دارد، بايد تيمم كند و بنابر احتياط واجب اگر براى مقدارى از دست و صورت ضرر دارد بايد اطراف آن را بشويد و تيمم هم بنمايد.
مسأله336 : اگر جايى از اعضاى وضو را رگ زده است و نمى تواند آن را آب بكشد يا آب براى آن ضرر دارد اگر روى آن بسته است، بايد به دستور جبيره عمل كند، و اگر باز است بعد از شستن اطراف آن بنابر احتياط واجب پارچه اى روى آن قرار داده و دست تر بر روى آن بكشد.
مسأله337 : اگر در جاى وضو يا غسل چيزى چسبيده است كه برداشتن آن ممكن نيست، يا به قدرى مشقت دارد كه نمى شود تحمل كرد، بايد به دستور جبيره عمل كند.
مسأله338 : غسل جبيره اى مثل وضوى جبيره اى است، ولى بنابر احتياط واجب بايد آن را ترتيبى به جا آورند نه ارتماسى.
مسأله339 : كسى كه وظيفه او تيمّم است، اگر در بعضى از جاهاى تيمم او زخم يا دمل يا شكستگى باشد بايد به دستور وضوى جبيره اى، تيمم جبيره اى نمايد.
مسأله340 : كسى كه بايد با وضو يا غسل جبيره اى نماز بخواند، چنانچه بداند كه تا آخر وقت عذر او برطرف نمى شود، مى تواند در اول وقت نماز بخواند، ولى اگر اميد دارد كه تا آخر وقت عذر او برطرف شود احتياط واجب آن است كه صبر كند و اگر عذر او برطرف نشد در آخر وقت نماز را با وضو يا غسل جبيره اى به جا آورد.
مسأله341 : كسى كه نمى داند بايد تيمم كند يا وضوى جبيره اى بگيرد، بنابر احتياط واجب بايد هردو را به جا آورد.
مسأله342 : نمازهايى را كه انسان با وضوى جبيره اى خوانده صحيح است و بعد از آن كه عذرش برطرف شد، براى نمازهاى بعد هم نبايد وضو بگيرد، ولى اگر براى آن كه نمى دانسته تكليفش جبيره است يا تيمم، هردو را انجام داده باشد بايد براى نمازهاى بعد وضو بگيرد.
غسلهاى واجب
غسلهاى واجب هفت قسم است: اول: غسل جنابت.
دوّم: غسل حيض.
سوّم: غسل نفاس. چهارم: غسل استحاضه. پنجم: غسل مس ميت. ششم: غسل ميت. هفتم: غسلى كه به واسطه نذر و قسم و مانند اينها واجب مى شود.
احكام جنابت
مسأله343 : به دو چيز انسان جنب مى شود;
اوّل: جماع.
دوّم: بيرون آمدن منى، چه در خواب باشد يا بيدارى، كم باشد يا زياد با شهوت باشد يا بى شهوت، با اختيار باشد يا بى اختيار.
مسأله344 : اگر رطوبتى از انسان خارج شود و نداند منى است يا بول يا غير اينها، چنانچه با شهوت و جستن بيرون آمده و بعد از بيرون آمدن آن، بدن سست شده، آن رطوبت حكم منى را دارد، و اگر هيچ يك از اين سه نشانه يا بعضى از اينها را نداشته باشد، حكم منى را ندارد. ولى در زن و مريض لازم نيست آن آب با جستن بيرون آمده باشد، بلكه اگر با شهوت بيرون آمده باشد در حكم منى است و لازم نيست بدن او سست شود.
مسأله345 : مستحب است انسان بعد از بيرون آمدن منى بول كند، و اگر بول نكند و بعد از غسل، رطوبتى از او بيرون آيد كه نداند منى است يا رطوبت ديگر، حكم منى را دارد.
مسأله346 : اگر انسان جماع كند و به اندازه ختنه گاه يا بيشتر داخل شود، در زن باشد يا در مرد، در قُبُل باشد يا در دُبُر، بالغ باشند يا نابالغ اگرچه منى هم بيرون نيايد هردو جنب مى شود.
مسأله347 : اگر شك كند كه به مقدار ختنه گاه وارد شده يا نه، غسل بر او واجب نيست.
مسأله348 : اگر نعوذبالله حيوانى را وطى كند يعنى با او نزديكى نمايد و منى از او بيرون آيد غسل تنها كافى است، و اگر منى بيرون نيايد چنانچه پيش از وطى، وضو داشته باز هم غسل تنها كافى است، و اگر وضو نداشته باشد احتياط واجب آن است كه غسل كند و وضو هم بگيرد.
مسأله349 : اگر منى از جاى خود حركت كند و بيرون نيايد، يا انسان شك كند كه منى از او بيرون آمده يا نه، غسل بر او واجب نيست.
مسأله350 : كسى كه نمى تواند غسل كند ولى تيمم برايش ممكن است، بعد از داخل شدن وقت نماز بدون جهت با عيال خود نزديكى كند اشكال دارد ولى اگر براى لذت بردن يا خوف بر نفس باشد اشكال ندارد.
مسأله351 : اگر در لباس خود منى ببيند و بداند كه از خود او است و براى آن غسل نكرده، بايد غسل كند و نمازهايى را كه يقين دارد بعد از بيرون آمدن منى خوانده قضا كند، ولى نمازهايى را كه احتمال مى دهد بعد از بيرون آمدن منى خوانده لازم نيست قضا نمايد.
چيزهايى كه بر جنب حرام است
مسأله352 : پنج چيز بر جنب حرام است:
اوّل: رساندن جايى از بدن به خط قرآن يا به اسم خدا، و اسامى مباركه پيامبران و امامان(عليهم السلام)، كه بنابر احتياط واجب حكم اسم خدا را دارد.
دوّم: رفتن در مسجدالحرام و مسجد پيغمبر
(صلى الله عليه وآله)، اگرچه از يك در داخل و از در ديگر خارج شود.
سوّم: توقف در مساجد ديگر، ولى اگر از يك در داخل و از در ديگر خارج شود، يا براى برداشتن چيزى برود مانعى ندارد. و احتياط واجب آن است كه در حرم امامان هم توقف نكند، اگرچه اولى آن است كه حكم مسجدالحرام و مسجد پيامبر
(صلى الله عليه وآله) را در حرم امامان(عليه السلام)رعايت نمايد.
چهارم: گذاشتن چيزى در مسجد.
پنجم: خواندن سوره اى كه سجده واجب دارد و آن چهار سوره است:
1 ـ سوره سى و دوم قرآن (الم تنزيل).
2 ـ سوره چهل و يكم (حم سجده). 3 ـ سوره پنجاه و سوّم (والنّجم). 4 ـ سوره نود و ششم (اقرء). و اگر يك حرف از اين چهار سوره را هم بخواند حرام است.
چيزهايى كه بر جنب مكروه است
مسأله353 : نُه چيز بر جنب مكروه است:
اوّل و دوّم: خوردن و آشاميدن، ولى اگر وضو بگيرد مكروه نيست.
سوّم: خواندن بيشتر از هفت آيه از سوره هايى كه سجده واجب ندارد.
چهارم: رساندن جايى از بدن به جلد و حاشيه و بين خطهاى قرآن.
پنجم: همراه داشتن قرآن.
ششم: خوابيدن، ولى اگر وضو بگيرد يا به واسطه نداشتن آب، تيمم بدل از غسل كند، مكروه نيست.
هفتم: خضاب كردن به حنا و مانند آن.
هشتم: ماليدن روغن به بدن.
نهم: جماع كردن، بعد از آن كه محتلم شده، يعنى در خواب منى از او بيرون آمده است.
غسل جنابت
مسأله354 : غسل جنابت به خودى خود مستحب است و براى خواندن نماز واجب و مانند آن لازم مى شود. ولى براى نماز ميت و سجده شكر و سجده هاى واجب قرآن غسل جنابت لازم نيست.
مسأله355 : لازم نيست در وقت غسل نيت كند كه: غسل واجب يا مستحب مى كنم، و اگر فقط به قصد قربت يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم غسل كند كافى است.
مسأله356 : غسل را چه واجب باشد و چه مستحب، به دو قسم مى شود انجام داد: ترتيبى و ارتماسى.
غسل ترتيبى
مسأله357 : در غسل ترتيبى بايد به نيّت غسل، اول سر و گردن، بعد طرف راست بعد طرف چپ بدن را بشويد. و اگر عمداً يا از روى فراموشى يا به واسطه ندانستن مسأله به اين ترتيب عمل نكند غسل او باطل است.
مسأله358 : نصف ناف و نصف عورت را بايد با طرف راست بدن و نصف ديگر را بايد با طرف چپ بشويد، بلكه بهتر است تمام ناف و عورت با هر دو طرف شسته شود.
مسأله359 : براى آن كه يقين كند هر سه قسمت، يعنى سر و گردن و طرف راست و طرف چپ را كاملاً غسل داده، بايد هر قسمتى را كه مى شويد مقدارى از قسمتهاى ديگر را هم با آن قسمت بشويد. بلكه احتياط مستحب آن است كه تمام طرف راست گردن را با طرف راست بدن و تمام طرف چپ گردن را با طرف چپ بدن بشويد.
مسأله360 : اگر بعد از غسل بفهمد جايى از بدن را نشسته و نداند كجاى بدن است بايد دوباره غسل كند.
مسأله361 : اگر بعد از غسل بفهمد مقدارى از بدن را نشسته، چنانچه از طرف چپ باشد، شستن همان مقدار كافى است. و اگر از طرف راست باشد بايد بعد از شستن آن مقدار، دوباره طرف چپ را بشويد. و اگر از سر و گردن باشد بايد بعد از شستن آن مقدار دوباره طرف راست و بعد طرف چپ را بشويد.
مسأله362 : اگر پيش از تمام شدن غسل، در شستن مقدارى از طرف چپ شك كند، شستن همان مقدار كافى است، ولى اگر بعد از اشتغال به شستن طرف چپ در شستن طرف راست يا مقدارى از آن شك كند يا بعد از اشتغال به شستن طرف راست در شستن سر و گردن يا مقدارى از آن شك نمايد لازم نيست به شكش اعتنا كند.
غسل ارتماسى
مسأله363 : در غسل ارتماسى بايد آب در يك آن، تمام بدن را بگيرد، پس اگر به نيت غسل ارتماسى يكباره يا به تدريج در آب فرو رود تا تمام بدن زير آب رود غسل او صحيح است.
مسأله364 : در غسل ارتماسى اگر همه بدن زير آب باشد و بعد از نيت غسل، بدن را حركت دهد غسل او صحيح است. ولى احتياط مستحب اين است كه بيشتر بدن خارج از آب باشد و پس از نيت زير آب رود.
مسأله365 : اگر بعد از غسل ارتماسى بفهمد به مقدارى از بدن آب نرسيده چه جاى آن را بداند يا نداند، بايد دوباره غسل كند.
مسأله366 : اگر براى غسل ترتيبى وقت ندارد و براى ارتماسى وقت دارد، بايد غسل ارتماسى كند.
مسأله367 : كسى كه روزه واجب گرفته يا براى حج يا عمره احرام بسته، نمى تواند غسل ارتماسى كند ولى اگر از روى فراموشى غسل ارتماسى كند صحيح است.
احكام غسل كردن
مسأله368 : در غسل ارتماسى بايد تمام بدن پاك باشد ولى در غسل ترتيبى پاك بودن تمام بدن لازم نيست. و اگر تمام بدن نجس باشد و هر قسمتى را پيش از غسل دادن آن قسمت آب بكشد كافى است.
مسأله369 : عرق جنب از حرام نجس نيست و كسى كه از حرام جنب شده اگر با آب گرم هم غسل كند صحيح است.
مسأله370 : اگر در غسل به اندازه سر مويى از بدن نشسته بماند، غسل باطل است، ولى شستن جاهايى از بدن كه ديده نمى شود، مثل توى گوش و بينى، واجب نيست.
مسأله371 : جايى را كه شك دارد از ظاهر بدن است يا از باطن آن بنابر احتياط واجب لازم است بشويد مگر اين كه سابقاً باطن بوده و خارجاً شك شود كه آيا ظاهر شده يا نه كه در اين صورت شستن آن لازم نيست.
مسأله372 : اگر سوراخ جاى گوشواره و مانند آن به قدرى گشاد باشد كه داخل آن ديده شود و جزء ظاهر بدن به حساب آيد، بايد آن را شست و اگر ديده نشود و جزء ظاهر بدن محسوب نشود، شستن داخل آن لازم نيست.
مسأله373 : چيزى را كه مانع رسيدن آب به بدن است بايد برطرف كند و اگر پيش از آن كه يقين كند برطرف شده غسل نمايد، غسل او مجزى نيست.
مسأله374 : اگر موقع غسل شك كند چيزى كه مانع از رسيدن آب باشد در بدن او هست يا نه، چنانچه شكش منشأ عقلايى داشته باشد، بايد وارسى كند تا مطمئن شود كه مانعى نيست.
مسأله375 : در غسل بايد موهاى كوتاهى را كه جزء بدن حساب مى شود، بشويد و بنابر احتياط شستن موهاى بلند هم لازم مى باشد.
مسأله376 : تمام شرطهايى كه براى صحيح بودن وضو گفته شد، مثل پاك بودن آب و غصبى نبودن آن، در صحيح بودن غسل هم شرط است ولى در غسل لازم نيست بدن را از بالا به پايين بشويد. و نيز در غسل ترتيبى، لازم نيست بعد از شستن هر قسمت فوراً قسمت ديگر را بشويد بلكه اگر بعد از شستن سر و گردن مقدارى صبر كند و بعد طرف راست را بشويد و بعد از مدتى طرف چپ را بشويد اشكال ندارد. مگر زن مستحاضه كه حكم آن بعداً گفته مى شود.
مسأله377 : كسى كه قصد دارد پول حمامى را ندهد يا بدون اين كه بداند حمامى راضى است بخواهد نسيه بگذارد، اگرچه بعد حمّامى را راضى كند، غسل او باطل است.
مسأله378 : اگر بخواهد پول حرام يا پولى كه خمس آن را نداده به حمامى بدهد، غسل او باطل است.
مسأله379 : اگر حمّامى راضى باشد كه پول حمّام نسيه بماند ولى كسى كه غسل مى كند قصدش اين باشد كه طلب او را ندهد يا از مال حرام بدهد غسل او باطل است.
مسأله380 : اگر مخرج غائط را در آب خزينه تطهير كند و پيش از غسل شك كند كه چون در خزينه تطهير كرده حمامى به غسل كردن او راضى است يا نه، غسل او باطل است، مگر اين كه پيش از غسل حمامى را راضى كند.
مسأله381 : اگر شك كند كه غسل كرده يا نه، بايد غسل كند ولى اگر بعد از غسل شك كند، كه غسل او درست بوده يا نه، لازم نيست دوباره غسل نمايد.
مسأله382 : اگر در بين غسل حدث اصغر از او سر بزند، مثلاً بول كند، مى تواند غسل را تمام نمايد و بعد وضو بگيرد. و بهتر آن است كه غسل را احتياطاً به قصد آنچه بر ذمّه او است از اتمام يا اعاده از سر بگيرد ولكن وضوى بعد از غسل در اين صورت هم واجب است.
مسأله383 : هرگاه به خيال اينكه به اندازه غسل و نماز وقت دارد براى نماز غسل كند، اگرچه بعد از غسل بفهمد كه به اندازه غسل وقت نداشته غسل او صحيح است.
مسأله384 : كسى كه جنب شده اگر شك كند غسل كرده يا نه نمازهايى را كه خوانده صحيح است، ولى براى نمازهاى بعد بايد غسل كند.
مسأله385 : كسى كه چند غسل بر او واجب است مى تواند به نيّت همه آنها يك غسل به جا آورد، يا آنها را جدا جدا انجام دهد.
مسأله386 : كسى كه جنب است اگر بر جايى از بدن او آيه قرآن يا اسم خداوند متعال نوشته شده باشد، حرام است دست به آن نوشته بگذارد. و اگر بخواهد غسل كند بايد آب را طورى به بدن برساند كه دست او به نوشته نرسد.
مسأله387 : كسى كه غسل جنابت كرده، نبايد براى نماز وضو بگيرد. بلكه با غسلهاى واجب ديگر غير از غسل استحاضه متوسطه، نيز مى تواند بدون وضو نماز بخواند اگرچه بهتر است وضو هم بگيرد.