|
|
|
اين سوره نزول قرآن در شب قدر را بيان مى كند، و آن شب را تعظيم نموده از هزار ماه بالاتر مى داند، چون در آن شب ملائكه و روح نازل مى شوند، و اين سوره ، هم احتمال مكى بودن را دارد، و هم مى تواند مدنى باشد، و رواياتى كه درباره سبب نزول آن از امامان اهل (عليهم السلام ) و از ديگران رسيده خالى از تاءييد مدنى بودن آن نيست ،
---------------------
ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 560
و آن رواياتى است كه دلالت دارد بر اينكه اين سوره بعد از خوابى بود كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) ديد، و آن خواب اين بود كه ديد بنى اميه بر منبر او بالا مى روند، و سخت اندوهناك شد، و خداى تعالى براى تسليتش اين سوره را نازل كرد (و در آن فرمود شب قدر بهتر از هزار ماه حكومت بنى اميه است ). مفاد آيه : ((انّا انزلنا فى ليلة القدر)) اينست كه همه قرآن در شب قدرنازل شده است إِنَّا أَنزَلْنَهُ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ
ضمير در ((انزلناه )) به قرآن برمى گردد، و ظاهرش اين است كه : مى خواهد بفرمايد همه قرآن را در شب قدر نازل كرده ، نه بعضى از آيات آن را، مويدش هم اين است كه تعبير به انزال كرده ، كه ظاهر در اعتبار يكپارچگى است ، نه تنزيل كه ظاهر در نازل كردن تدريجى است . و در معناى آيه مورد بحث آيه زير است كه مى فرمايد: ((و الكتاب المبين انا انزلناه فى ليله مباركه ))، كه صريحا فرموده همه كتاب را در آن شب نازل كرده ، چون ظاهرش اين است كه نخست سوگند به همه كتاب خورده ، بعد فرموده اين كتاب را كه به حرمتش سوگند خورديم ، در يك شب و يكپارچه نازل كرديم . پس مدلول آيات اين مى شود كه قرآن كريم دو جور نازل شده ، يكى يك پارچه در يك شب معين ، و يكى هم به تدريج در طول بيست و سه سال نبوت كه آيه شريفه ((و قرآنا فرقناه لتقراه على الناس على مكث و نزلناه تنزيلا))، نزول تدريجى آن بيان مى كند، و همچنين آيه زير كه مى فرمايد: ((و قال الذين كفروا لو لا نزل عليه القرآن جمله واحده كذلك لنثبت به فوادك و رتلناه ترتيلا)). و بنابر اين ، ديگر نبايد به گفته بعضى اعتنا كرد كه گفته اند: معناى آيه ((انزلناه )) اين است كه شروع به انزال آن كرديم ، و منظور از انزال هم انزال چند آيه از قرآن است ، كه در آن شب يكباره نازل شد نه همه آن .
---------------------
ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 561
و در كلام خداى تعالى آيه اى كه بيان كند ليله مذكور چه شبى بوده ديده نمى شود بجز آيه ((شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن )) كه مى فرمايد: قرآن يكپارچه در ماه رمضان نازل شده ، و با انضمام آن به آيه مورد بحث معلوم مى شود شب قدر يكى از شبهاى ماه رمضان است ، و اما اينكه كداميك از شب هاى آن است در قرآن چيزى كه بر آن دلالت كند نيامده ، تنها از اخبار استفاده مى شود، كه ان شاء اللّه در بحث روايتى آينده بعضى از آنها از نظر خواننده مى گذرد. وجه تسميه شب قدر، تقدير و احكام يك سال در شب قدر، يكى از شب هاى رمضان است و هرسال تكرار مى شود در اين سوره آن شبى كه قرآن نازل شده را شب قدر ناميده ، و ظاهرا مراد از قدر تقدير و اندازه گيرى است ، پس شب قدر شب اندازه گيرى است ، خداى تعالى در آن شب حوادث يك سال را يعنى از آن شب تا شب قدر سال آينده را تقدير مى كند، زندگى ، مرگ ، رزق ، سعادت ، شقاوت و چيرهايى ديگر از اين قبيل را مقدر مى سازد، آيه سوره دخان هم كه در وصف شب قدر است بر اين معنا دلالت دارد: ((فيها يفرق كل امر حكيم امرا من عندنا انا كنا مرسلين رحمه من ربك )) چون ((فرق ))، به معناى جدا سازى و مشخص كردن دو چيز از يكديگر است ، و فرق هر امر حكيم جز اين معنا ندارد كه آن امر و آن واقعه اى كه بايد رخ دهد را با تقدير و اندازه گيرى مشخص سازند. و از اين استفاده مى شود كه شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و آن سالى كه قرآن در آن شبش نازل شد نيست ، بلكه با تكرر سنوات ، آن شب هم مكرر مى شود، پس در هر ماه رمضان از هر سال قمرى شب قدرى هست ، كه در آن شب امور سال آينده تا شب قدر سال بعد اندازه گيرى و مقدر مى شود. براى اينكه اين فرض امكان دارد كه در يكى از شبهاى قدر چهارده قرن گذشته قرآن يكپارچه نازل شده باشد، ولى اين فرض معنا ندارد كه در آن شب حوادث تمامى قرون گذشته و آينده تعيين گر دد. علاوه بر اين ، كلمه ((يفرق )) به خاطر اينكه فعل مضارع است استمرار را مى رساند، در سوره مورد بحث هم كه فرموده : ((شب قدر از هزار ماه بهتر است )) و نيز فرموده : ((ملائكه در آن شب نازل مى شوند)) مؤ يد اين معنا است . پس وجهى براى تفسير زير نيست كه بعضى كرده و گفته اند: شب قدر در تمام دهر فقط يك شب بود، و آن شبى بود كه قرآن در آن نازل گرديد،
---------------------
ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 562
و ديگر تكرار نمى شود. و همچنين تفسير ديگرى كه بعضى كرده و گفته اند: تا رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) زنده بود شب قدر در هر سال تكرار مى شد، و بعد از رحلت آن جناب خدا شب قدر را هم از بين برد. و نيز سخن آن مفسر ديگر كه گفته : شب قدر تنها يك شب معين در تمام سال است نه در ماه رمضان . و نيز سخن آن مفسر ديگر كه گفته : شب قدر شبى است در تمام سال ، ولى در هر سال يك شب نامعلومى است ، در سال بعثت در ماه رمضان بوده در سال هاى ديگر در ماههاى ديگر، مثلا شعبان يا ذى القعده واقع مى شود، هيچ يك از اين اقوال درست نيست . بعضى ديگر گفته اند: كلمه ((قدر)) به معناى منزلت است ، و اگر شب نزول قرآن را شب قدر خوانده به خاطر اهتمامى بوده كه به مقام و منزلت آن شب داشته ، و يا عنايتى كه به عبادت متعبدين در آن شب داشته . بعضى ديگر گفته اند: كلمه ((قدر)) به معناى ضيق و تنگى است ، و شب قدر را بدان جهت قدر خوانده اند كه زمين با نزول ملائكه تنگ مى گردد. و اين دو وجه به طورى كه ملاحظه مى كنيد چنگى به دل نمى زند. پس حاصل آيات مورد بحث به طورى كه ملاحظه كرديد اين شد كه شب قدر بعينه يكى از شبهاى ماه مبارك رمضان از هر سال است ، و در هر سال در آن شب همه امور احكام مى شود، البته منظورمان ((احكام )) از جهت اندازه گيرى است ، خواهيد گفت پس هيچ امرى از آن صورت كه در شب قدر تقدير شده باشد در جاى خودش با هيچ عاملى دگرگون نمى شود؟ در پاسخ مى گوييم : نه ، هيچ منافاتى ندارد كه در شب قدر مقدر بشود ولى در ظرف تحققش طورى ديگر محقق شود، چون كيفيت موجود شدن مقدر، امرى است ، و دگرگونى در تقدير، امرى ديگر است همچنان كه هيچ منافاتى ندارد كه حوادث در لوح محفوظ معين شده باشد، ولى مشيت الهى آن را تغيير دهد، همچنان كه در قرآن كريم آمده : ((يمحوا اللّه ما يشاء و يثبت و عنده ام الكتاب )).
---------------------
ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 563
علاوه بر اين ، استحكام امور به حسب تحققش مراتبى دارد، بعضى از امور شرايط تحققش موجود است ، و بعضى ها ناقص است ، و احتمال دارد كه در شب قدر بعضى از مراتب احكام تقدير بشود، و بعضى ديگرش به وقت ديگر موكول گردد، اما آنچه از روايات بر مى آيد و به زودى رواياتش از نظر خواننده خواهد گذشت با اين وجه سازگار نيست . وَ مَا أَدْرَاك مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ
اين جمله كنايه است از جلالت قدر آن شب و عظمت منزلتش ، چون با اينكه ممكن بود در نوبت دوم ضمير ليله القدر را بياورد، خود آن را تكرار كرد. واضح تر بگويم ، با اينكه مى توانست بفرمايد: ((و ما ادريك ما هى ، هى خير من الف شهر)) براى بار دوم و بار سوم خود كلمه را آورد و فرمود: ((و ما ادريك ما ليله القدر ليله القدر خير من الف شهر)). مراد از بهتر بودن شب قدر از هزار شب ، و منظور ازتنزّل ملائكه و روح به اذن پروردگارشان ((من كلّ امر)) لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيرٌ مِّنْ أَلْفِ شهْرٍ
اين جمله به طور اجمال آنچه را كه در جمله ((و ما ادريك ما ليله القدر)) بدان اشاره شده بود، يعنى عظمت آن شب را بيان مى كند، و مى فرمايد: بدين جهت گفتيم آن شب مقامى ارجمند دارد كه از هزار شب بهتر است . و منظور از بهتر بودنش از هزار شب به طورى كه مفسرين تفسير كرده اند بهتر بودنش از حيث فضيلت عبادت است ، و مناسب با غرض قرآن هم همين معنا است ، چون همه عنايت قرآن در اين است كه مردم را به سوى خدا نزديك ، و به وسيله عبادت زنده كند، و زنده دارى آن شب با عبادت بهتر است از عبادت هزار شب . و ممكن است همين معنا را از آيه سوره دخان نيز استفاده كرد، چون در آنجا شب قدر را پر بركت خوانده ، و فرموده : ((انا انزلناه فى ليله مباركه )). البته در اين ميان معناى ديگرى نيز هست ، كه ان شاء اللّه در بحث روايتى آينده خواهد آمد. تَنزَّلُ الْمَلَئكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبهِم مِّن كلِّ أَمْرٍ
كلمه ((تنزل )) در اصل تتنزل بوده ، و ظاهرا مراد از روح آن روحى است كه از عالم امر است و خداى تعالى در باره اش فرموده : ((قل الروح من امر ربى ))، و اذن در هر چيز به معناى رخصت دادن در آن است ، و يا به عبارت ديگر اعلام اين معنا است كه مانعى از اين كار نيست .
---------------------
ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 564
و كلمه ((من )) در جمله ((من كل امر)) به گفته بعضى از مفسرين به معناى باء است . بعضى ديگر گفته اند: به معناى خودش است ، يعنى ابتداى غايت ، ولى سببيت را هم مى رساند، و آيه را چنين معنا مى دهد: ((ملائكه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان و به سبب هر امرى الهى نازل مى شوند)). بعضى ديگر گفته اند: باء براى تعليل به غايت است ، و معنايش اين است ((ملائكه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل مى شوند، براى خاطر اينكه هر امرى را تدبير كنند)). ليكن حق مطلب اين است كه : مراد از امر، اگر آن امر الهى باشد كه آيه ((انما امره اذا اراد شيئا ان يقول له كن فيكون )) تفسيرش كرده ، حرف ((من )) براى ابتدا خواهد بود، و در عين حال سببيت را هم مى رساند، و به آيه چنين معنا مى دهد: ((ملائكه و روح در شب قدر به اذن پروردگارشان نازل مى شوند، در حالى كه نزولشان را ابتدا مى كنند و هر امر الهى را صادر مى نمايند)). و اگر منظور از امر مذكور هر امر كونى و حادثه اى باشد كه بايد واقع گردد، در اين صورت حرف ((من )) به معناى لام تعليل خواهد بود، و آيه را چنين معنا مى دهد: ملائكه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل مى شوند براى خاطر تدبير امرى از امور عالم . سلَمٌ هِىَ حَتى مَطلَع الْفَجْرِ
در مفردات گفته : كلمه ((سلام )) و ((سلامت )) به معناى عارى بودن از آفات ظاهرى و باطنى است . پس جمله ((سلام هى )) اشاره است به اينكه عنايت الهى تعلق گرفته است به اينكه رحمتش شامل همه آن بندگانى بشود كه به سوى او روى مى آورند، و نيز به اينكه در خصوص شب قدر باب نقمتش و عذابش بسته باشد، به اين معنا كه عذابى جديد نفرستد. و لازمه اين معنا آن است كه طبعا در آن شب كيد شيطان ها هم موثر واقع نشود، همچنان كه در بعضى از روايات هم به اين معنا اشاره رفته است .
---------------------
ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 565
ولى بعضى از مفسرين گفته اند: مراد از كلمه ((سلام )) اين است كه : در آن شب ملائكه از هر مشغول به عبادت بگذرند سلام مى دهند. برگشت اين معنا هم به همان معناى اول است و اين دو آيه يعنى آيه ((تنزل الملئكه و الروح )) تا آخر سوره در معناى تفسيرى است براى آيه قبلى كه مى فرمود ((ليله القدر خير من الف شهر)). بحث روائى در تفسير برهان از شيخ طوسى از ابوذر روايت آورده كه گفت : به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) عرضه داشتم يا رسول اللّه آيا شب قدر شبى است كه در عهد انبياء بوده و امر بر آنان نازل مى شده و چون از دنيا مى رفتند نزول امر در آن شب تعطيل مى شده است ؟ فرمود: نه بلكه شب قدر تا قيامت هست . مؤ لف : در اين معنا روايات زيادى از طرق اهل سنت نيز آمده . و در مجمع البيان است كه از حماد بن عثمان از حسان ابن ابى على نقل شده كه گفت : از امام صادق (عليه السلام ) از شب قدر پرسيدم ، فرمود در نوزدهم رمضان و بيست و يكم و بيست و سوم جستجويش كن . مؤ لف : در معناى اين روايات رواياتى ديگر نيز هست ، و در بعضى از اخبار ترديد بين دو شب شده ، يكى بيست و يكم و ديگرى بيست و سوم ، مانند روايتى كه عياشى از عبد الواحد از امام باقر (عليه السلام ) روايت كرده . و از رواياتى ديگر استفاده مى شود كه شب قدر خصوص بيست و سوم است ، و اگر معينش نكرده اند به منظور تعظيم امر آن بوده ، تا بندگان خدا باگناهان خود به امر آن اهانت نكنند. و نيز در تفسير عياشى در روايت عبد اللّه بن بكير از زراره از يكى از دو امام باقر و صادق (عليهماالسلام ) آمده كه فرمود: شب بيست و سوم همان شب جهنى است ، و حديث جهنى اين است كه گفت : به رسول خدا(صلى اللّه عليه و آله و سلم ) عرضه داشتم : منزل من از مدينه دور است دستورم بده در شب معينى داخل مدينه شوم فرمود: شب بيست و سوم داخل شو.
---------------------
ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 566
مؤ لف : حديث جهنى كه نامش عبد اللّه بن انيس انصارى بود، از طرق اهل سنت نيز روايت شده ، و سيوطى آن را در الدر المنثور از مالك و بيهقى نقل كرده . و در كافى به سند خود از زراره روايت كرده كه گفت : امام صادق (عليه السلام ) فرمود: تقدير در نوزدهم و ابرام در شب بيست و يكم و امضا در شب بيست و سوم است . مؤ لف : در اين معنا هم روايات ديگرى هست . پس معلوم شد آنچه همه روايات مختلفى كه از ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) وارد شده در آن اتفاق دارند اين است كه : شب قدر تا روز قيامت باقى است ، و همه ساله تكرار مى شود، و نيز ليله القدر شبى از شبهاى رمضان ، و نيز يكى از سه شب نوزده و بيست و يك و بيست و سه است . و اما از طرق اهل سنت روايات به طور عجيبى اختلاف دارند كه به هيچ وجه نمى شود بين آنها را جمع كرد، ولى معروف بين اهل سنت اين است كه شب بيست و هفتم است ، و در آن شب بوده كه قرآن نازل شده . از خوانندگان محترم هر كه بخواهد آن روايات را ببيند بايد به تفسير الدر المنثور و ساير جوامع حديث مراجعه كند. روايتى دالّ بر اينكه سوره قدر براى تسليت بهرسول اللّه (صلى الله عليه و آله ) كه در رؤ يا بنى اميه را بر منبر خود ديده بودنازل شده و در الدر المنثور است كه خطيب از ابن مسيب روايت كرده كه گفت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) فرمود: در خواب به من نشان دادند كه بنى اميه بر منبرم بالا مى روند، و اين معنا بر من سخت گران آمد و خداى تعالى در اين مناسبت سوره ((انا انزلناه فى ليله القدر)) را نازل كرد. مؤ لف : نظير اين روايت را خطيب هم در تاريخ خود از ابن عباس آورده . و ترمذى و ابن جرير، طبرانى ، ابن مردويه و بيهقى هم روايتى در معناى آن از حسن بن على نقل كرده اند. و در اين ميان روايات بسيارى در اين معنا از طرق شيعه از ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) نقل شده ، و در آنها آمده كه خداى تعالى ليله القدر را كه بهتر از هزار ماه سلطنت بنى اميه است به عنوان تسليت به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) عطا فرمود.ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 567
رواياتى درباره بهتر بودن شب قدر از هزار ماه ، تقدير امور ونزول ملائكه و روح در آن شب و در كافى به سند خود از ابن ابى عمير از عده اى راويان از امام صادق (عليه السلام ) روايت آورده كه گفت : بعضى از اصحاب ما اماميه كه به نظرم مى آيد سعيد بن سمان بود از آن جناب پرسيد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است ؟ (با اينكه در آن هزار ماه در هر دوازده ماهش يك شب قدر است )، فرمود عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت در هزار ماهى كه در آن شب قدر نباشد. و در همان كت اب به سند خود از فضيل ، زراره و محمد بن مسلم از حمران روايت كرده كه از امام باقر (عليه السلام ) از معناى آيه ((انا انزلناه فى ليله مباركه )) سؤ ال كرد، فرمود بله شب قدر كه همه ساله در ماه رمضان در دهه آخرش تجديد مى شود شبى است كه قرآن جز در آن شب نازل نشده ، و آن شبى است كه خداى تعالى در باره اش فرموده : ((فيها يفرق كل امر حكيم )). آنگاه فرمود: در آن شب هر حادثه اى كه بايد در طول آن سال واقع گردد تقدير مى شود، چه خير و چه شر، چه طاعت و چه معصيت ، و چه فرزندى كه قرار است متولد شود، و يا اجلى كه بنا است فرا رسد، و يا رزقى كه قرار است (تنگ و يا وسيع ) برسد، پس آنچه در اين شب مقدر شود، و قضايش رانده شود قضايى است حتمى ، ولى در عين حال مشيت خداى تعالى در آنها محفوظ است (و خدا با حتمى كردن مقدرات ، العياذ باللّه به دست خود دست بند نمى زند). حمران مى گويد: پرسيدم منظور خداى تعالى از اينكه فرمود ((شب قدر بهتر است از هزار شب )) چيست ؟ فرمود عمل صالح از نماز و زكات و انواع خيرات در آن شب بهتر است از همان اعمال در هزار ماهى كه در آن شب قدر نباشد، و اگر خداى تعالى جزاى اعمال خير مؤ منين را مضاعف نمى كرد، مؤ منين بجايى نمى رسيدند، ولى خدا پاداش حسنات ايشان را مضاعف مى كند. مؤ لف : منظور امام از اينكه فرمود: ((ولى در عين حال مشيت خداى تعالى در آنها محفوظ است ))، اين است كه قدرت خداى تعالى هميشه مطلق است ، او هر زمان هر كارى را بخواهد مى كند، هر چند قبلا خلاف آن را حتمى كرده باشد، و خلاصه حتمى كردن يك مقدر قدرت مطلقه او را مقيد نمى كند، او مى تواند قضاى حتمى خود را هم نقض نمايد هر چند كه هيچ وقت چنين كارى را نمى كند.
---------------------
ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 568
و در مجمع است كه از ابن عباس از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) روايت شده كه فرمود: وقتى شب قدر مى شود ملائكه اى كه ساكن در سدره المنتهى هستند و جبرئيل يكى از ايشان است نازل مى شوند، در حالى كه جبرئيل به اتفاق ساير سكان نامبرده پرچم هايى را به همراه دارند، يك پرچم بالاى قبر من ، و يكى بر بالاى بيت المقدس ، و پرچمى در مسجد الحرام و پرچمى بر طور سينا نصب مى كنند، و هيچ مؤ من و مومنه اى در اين نقاط نمى ماند مگر آنكه جبرئيل به او سلام مى كند، مگر كسى كه دائم الخمر و يا معتاد به خوردن گوشت خوك و يا زعفران ماليدن به بدن خود باشد. و در تفسير برهان از سعد بن عبد اللّه روايت كرده كه به سند خود از ابى بصير روايت كرده كه گفت : با امام صادق (عليه السلام ) بودم كه سخن از پاره اى خصائص امام در هنگام ولادت به ميان آمد، فرمود: وقتى شب قدر مى شود امام مستوجب روح بيشترى مى گردد. عرضه داشتم فدايت شوم مگر روح همان جبرئيل نيست ؟ فرمود: روح از جبرئيل بزرگتر است ، و جبرئيل از سنخ ملائكه است ، و روح از آن سنخ نيست ، مگر نمى بينى خداى تعالى فرموده : ((تنزل الملئكه و الروح )) پس معلوم مى شود روح غير از ملائكه است . مولف : روايات در معنا و خصائص و فضائل شب قدر بسيار زياد است ، (كه ما در اينجا مختصرى از آن را آورديم )، و در بعضى از آن روايات علامتهايى براى شب قدر ذكر شده ، از قبيل اين كه : صبح شب قدر آفتاب بدون شعاع طلوع مى كند، هوا در صبح آن شب معتدل است ، و ليكن چون اين علامتها نه دائمى است و نه اغلب چنين است ، لذا از ذكر آن روايات خوددارى نموديم . سوره بينه
---------------------
ترجمه تفسير الميزان جلد 20 صفحه 569
|
|
|
|
تفسير نمونه
|
|
شب قدر شب نزول قرآن ! از آيات قرآن به خوبى استفاده مى شود كه قرآن مجيد در ماه مبارك رمضان نازل شده است : ((شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن )) (بقره 185) و ظاهر اين تعبير آن است كه تمام قرآن در اين ماه نازل گرديد. و در نخستين آيه سوره قدر مى افزايد: ما آن را در شب قدر نازل كرديم (انا انزلناه فى ليلة القدر). گر چه در اين آيه صريحا نام قرآن ذكر نشده ولى مسلم است كه ضمير انا انزلناه به قرآن باز مى گردد و ابهام ظاهرى آن براى بيان عظمت و اهميت آن است . تعبير به انا انزلناه (ما آن را نازل كرديم ) نيز اشاره ديگرى به عظمت اين كتاب بزرگ آسمانى است كه خداوند نزول آن را به خودش نسبت داده مخصوصا با صيغه متكلم مع الغير كه مفهوم جمعى دارد و دليل بر عظمت است . نزول آن در شب قدر همان شبى كه مقدرات و سرنوشت انسانها تعيين مى شود دليل ديگرى بر سرنوشت ساز بودن اين كتاب بزرگ آسمانى است . از ضميمه كردن اين آيه با آيه سوره بقره نتيجه گيرى مى شود كه شب قدر در ماه مبارك رمضان است ، اما كدام شب است ؟ از قرآن چيزى در اين مورد استفاده نمى شود، ولى روايات در اين باره بحث فراوان كرده اند كه در پايان تفسير اين سوره به خواست خدا در اين زمينه و مسائل ديگر سخن خواهيم گفت .
---------------------
تفسير نمونه جلد 27 صفحه 182
در اينجا سؤ الى مطرح است و آن اينكه هم از نظر تاريخى و هم از نظر ارتباط محتواى قرآن با حوادث زندگى پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مسلم است كه اين كتاب آسمانى به طور تدريجى و در طى 23 سال نازل گرديد، اين امر چگونه با آيات فوق كه مى گويد در ماه رمضان و شب قدر نازل شده است سازگار مى باشد؟ پاسخ اين سؤ ال - به گونهاى كه بسيارى از محققان گفته اند اين است كه قرآن داراى دو نزول بوده است . نزول دفعى كه در يك شب تمام آن بر قلب پاك پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) يا بيت المعمور يا از لوح محفوظ به آسمان دنيا نازل گرديد. و نزول تدريجى كه در طول بيست و سه سال دوران نبوت انجام گرفت (شرح اين مطلب را ذيل آيه 3 سوره دخان جلد 21 تفسير نمونه صفحه 148 به بعد بيان كرده ايم ). بعضى نيز گفته اند آغاز نزول قرآن در ليلة القدر بوده نه تمام آن ولى اين بر خلاف ظاهر آيه است كه مى گويد ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم . قابل توجه اينكه : درباره نازل شدن قرآن در بعضى از آيات تعبير به ((انزال )) و در بعضى تعبير به ((تنزيل )) شده است ، و از پاره اى از متون لغت استفاده مى شود كه تنزيل معمولا در جائى گفته مى شود كه چيزى تدريجا نازل گردد، ولى ((انزال )) مفهوم وسيع ترى دارد كه نزول دفعى را نيز شامل مى گردد اين تفاوت تعبير كه در آيات قرآن آمده مى تواند اشاره به دو نزول فوق باشد. در آيه بعد براى بيان عظمت شب قدر مى فرمايد: تو چه مى دانى شب قدر
---------------------
تفسير نمونه جلد 27 صفحه 183
چيست ؟ (و ما ادراك ما ليلة القدر). و بلافاصله مى گويد: شب قدر شبى است كه از هزار ماه بهتر است (ليلة القدر خير من الف شهر). اين تعبير نشان مى دهد كه عظمت اين شب به قدرى است كه حتى پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) با آن علم وسيع و گسترده اش قبل از نزول اين آيات به آن واقف نبود. مى دانيم هزار ماه بيش از هشتاد سال است ، به راستى چه شب با عظمتى است كه به اندازه يك عمر طولانى پر بركت ارزش دارد. در بعضى از تفاسير آمده است كه پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: يكى از بنى اسرائيل لباس جنگ در تن كرده بود و هزار ماه از تن بيرون نياورد و پيوسته مشغول (يا آماده ) جهاد فى سبيل الله بود، اصحاب و ياران تعجب كردند و آرزو داشتند چنان فضيلت و افتخارى براى آنها نيز ميسر مى شد، آيه فوق نازل گشت و بيان كرد كه ((شب قدر از هزار ماه برتر است )). در حديث ديگرى نيز آمده است كه پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) از چهار نفر از بنى اسرائيل كه هشتاد سال عبادت خدا را بدون عصيان انجام داده بودند سخن به ميان آورد، اصحاب آرزو كردند كه اى كاش آنها هم چنين توفيقى پيدا مى كردند آيه فوق در اين زمينه نازل شد. در اينكه عدد هزار در اينجا براى تعداد است يا تكثير؟ بعضى گفته اند: براى تكثير است ، و ارزش شب قدر از هزاران ماه نيز برتر مى باشد، ولى رواياتى كه در بالا نقل كرديم نشان مى دهد كه عدد مزبور براى تعداد است ،
---------------------
تفسير نمونه جلد 27 صفحه 184
و اصولا عدد هميشه براى تعداد است مگر اينكه قرينه روشنى بر تكثير باشد. سپس به توصيف بيشترى از آن شب بزرگ پرداخته ، مى افزايد: فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان براى تقدير هر كار نازل مى شوند (تنزل الملائكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر). با توجه به اينكه ((تنزل )) فعل مضارع است ، و دلالت بر استمرار دارد (در اصل ((تتنزل )) بوده ) روشن مى شود كه شب قدر مخصوص به زمان پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و نزول قرآن مجيد نبوده ، بلكه امرى است مستمر و شبى است مداوم كه در همه سال تكرار مى شود. در اينكه منظور از روح كيست ؟ بعضى گفته اند: ((جبرئيل امين )) است كه ((روح الامين )) نيز ناميده مى شود، و بعضى ((روح )) را به معنى ((وحى )) تفسير كرده اند، به قرينه آيه 52 سوره شورى ((و كذلك اوحينا اليك روحا من امرنا)): ((همانگونه كه بر پيامبران پيش وحى فرستاديم بر تو نيز به فرمان خود وحى كرديم )). بنابراين مفهوم آيه چنين مى شود: ((فرشتگان با وحى الهى در زمينه تعيين مقدرات در آن شب نازل مى شوند)). در اينجا تفسير سومى وجود دارد كه از همه نزديكتر به نظر مى رسد، و آن اينكه ((روح )) مخلوق عظيمى است ما فوق فرشتگان ، چنانكه در حديثى از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده است كه شخصى از آن حضرت سؤ ال كرد: ((آيا روح همان جبرئيل است ؟)) امام (عليه السلام ) در پاسخ فرمود: ((جبرئيل من الملائكة ، و الروح اعظم من الملائكة ، ا ليس ان الله عز و جل يقول : تنزل الملائكة و الروح ؟)) جبرئيل از ملائكه است ، و روح اعظم از ملائكه است ، مگر خداوند
---------------------
تفسير نمونه جلد 27 صفحه 185
متعال نمى فرمايد: ملائكه و روح نازل مى شوند؟)). يعنى به قرينه مقابله ، اين دو با هم متفاوتند، تفسيرهاى ديگرى نيز براى كلمه ((روح )) در اينجا ذكر شده چون دليلى براى آنها نبود از آن صرف نظر گرديد. منظور از ((من كل امر)) اين است كه فرشتگان براى تقدير و تعيين سرنوشتها و آوردن هر خير و بركتى در آن شب نازل مى شوند، و هدف از نزول آنها انجام اين امور است . يا اينكه هر امر خير و هر سرنوشت و تقديرى را با خود مى آورند. بعضى نيز گفته اند منظور اين است كه آنها به امر و فرمان خدا نازل مى شوند، ولى مناسب همان معنى اول است . تعبير به ((ربهم )) كه در آن تكيه روى مساءله ربوبيت و تدبير جهان شده است . تناسب نزديكى با كار اين فرشتگان دارد كه آنها براى تدبير و تقدير امور نازل مى شوند و كار آنها نيز گوشه اى از ربوبيت پروردگار است . و در آخرين آيه مى فرمايد: شبى است آكنده از سلامت و خير و رحمت تا طلوع صبح (سلام هى حتى مطلع الفجر). هم قرآن در آن نازل شده ، هم عبادت و احياء آن معادل هزار ماه است ، هم خيرات و بركات الهى در آن شب نازل مى شود، هم رحمت خاصش شامل حال بندگان مى گردد، و هم فرشتگان و روح در آن شب نازل مى گردند. بنابراين شبى است سرتاسر سلامت ، از آغاز تا پايان ، حتى طبق بعضى از
---------------------
تفسير نمونه جلد 27 صفحه 186
روايات در آن شب شيطان در زنجير است و از اين نظر نيز شبى است سالم و تواءم با سلامت . بنابراين اطلاق ((سلام )) كه به معنى سلامت است بر آن شب (به جاى اطلاق سالم ) در حقيقت نوعى از تاءكيد است همانگونه كه گاه مى گوئيم فلانكس عين عدالت است . بعضى نيز گفته اند كه اطلاق سلام بر آن شب به خاطر اين است كه فرشتگان پيوسته به يكديگر يا به مؤ منان سلام مى كنند، يا به حضور پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و جانشين معصومش مى رسند و سلام عرضه مى دارند. جمع ميان اين تفسيرها نيز امكانپذير است . به هر حال شبى است سراسر نور و رحمت و خير و بركت و سلامت و سعادت و بى نظير از هر جهت . در حديثى آمده است كه از امام باقر سؤ ال شد: آيا شما مى دانيد شب قدر كدام شب است ؟ فرمود: كيف لا نعرف و الملائكة تطوف بنا فيها: چگونه نمى دانيم ، در حالى فرشتگان در آن شب در گرد ما دور مى زنند!. در داستان ابراهيم (عليه السلام ) آمده است كه چند نفر از فرشتگان الهى نزد او آمدند و بشارت تولد فرزند براى او آوردند و بر او سلام كردند (هود - 69) مى گويند لذتى كه ابراهيم (عليه السلام ) از سلام اين فرشتگان برد با تمام دنيا برابرى نداشت ، اكنون بايد فكر كرد كه وقتى گروه گروه فرشتگان در شب قدر نازل مى شوند و بر مؤ منان سلام مى كنند چه لذت و لطف و بركتى دارد؟! وقتى ابراهيم (عليه السلام ) را در آتش نمرودى افكندند فرشتگان آمدند و بر او سلام كردند، و آتش بر او گلستان شد، آيا آتش دوزخ به بركت سلام فرشتگان بر مؤ منان در شب قدر برد و سلام نمى شود؟
---------------------
تفسير نمونه جلد 27 صفحه 187
آرى اين نشانه عظمت امت محمد (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) است كه در آنجا بر خليل (عليه السلام ) نازل مى شوند و در اينجا بر اين امت اسلام .
نكته ها :
1 - چه امورى در شب قدر مقدر مى شود؟ در پاسخ اين سؤ ال ، كه چرا اين شب ، شب قدر ناميده شده ؟ سخن بسيار گفته اند، از جمله اينكه : 1 - شب قدر به اين جهت ((قدر)) ناميده شده كه جميع مقدرات بندگان در تمام سال در آن شب تعيين مى شود، شاهد اين معنى سوره دخان است كه مى فرمايد: انا انزلناه فى ليلة مباركة انا كنا منذرين فيها يفرق كل امر حكيم : ما اين كتاب مبين را در شبى پر بركت نازل كرديم ، و ما همواره انذار كننده بوده ايم ، در آن شب كه هر امرى بر طبق حكمت خداوند تنظيم و تعيين مى گردد (دخان - 3 و 4). اين بيان هماهنگ با روايات متعددى است كه مى گويد: در آن شب ، مقدرات يكسال انسانها تعيين مى گردد، و ارزاق و سرآمد عمرها، و امور ديگر، در آن ليله مباركه تفريق و تبيين مى شود. البته اين امر هيچگونه تضادى با آزادى اراده انسان و مساءله اختيار ندارد، چرا كه تقدير الهى به وسيله فرشتگان بر طبق شايستگيها و لياقتهاى افراد، و ميزان ايمان و تقوى و پاكى نيت و اعمال آنها است . يعنى براى هر كس آن مقدر مى كنند كه لايق آن است ، يا به تعبير ديگر زمينه هايش از ناحيه خود او فراهم شده ، و اين نه تنها منافاتى با اختيار ندارد
---------------------
تفسير نمونه جلد 27 صفحه 188
و بلكه تاءكيدى بر آن است . 2 - بعضى نيز گفته اند آن شب را از اين جهت شب قدر ناميده اند كه داراى قدر و شرافت عظيمى است (نظير آنچه در آيه 74 سوره حج آمده است ما قدروا الله حق قدره آنها قدر خداوند را نشناختند). 3 - گاه نيز گفته اند به خاطر آن است كه قرآن با تمام قدر و منزلتش بر رسول والا قدر، و به وسيله فرشته صاحب قدر نازل گرديد. 4 - يا اينكه شبى است كه مقدر شده قرآن در آن نازل گردد. 5 - يا اينكه كسى كه آن شب را احياء بدارد صاحب قدر و مقام و منزلت مى شود. 6 - يا اينكه در آن شب ، آنقدر فرشتگان نازل مى شوند كه عرصه زمين بر آنها تنگ مى شود، چون تقدير به معنى - تنگ گرفتن نيز آمده است مانند و من قدر عليه رزقه (طلاق - 7). جمع ميان تمام اين تفسيرها در مفهوم گسترده ((ليلة القدر)) كام لا ممكن است هر چند تفسير اول از همه مناسب تر و معروف تر است . 2 - شب قدر كدام شب است ؟ در اينكه ليلة القدر در ماه رمضان است ترديدى نيست ، چرا كه جمع ميان آيات قرآن همين معنى را اقتضاء مى كند، از يكسو مى گويد: قرآن در ماه رمضان نازل شده (بقره - 185) و از سوى ديگر مى فرمايد: در شب قدر نازل گرديده (آيات مورد بحث ). ولى در اينكه كدام شب از شبهاى ماه رمضان است ؟ گفتگو بسيار است ، و در اين زمينه تفسيرهاى زيادى شده ، از جمله شب اول ، شب هفدهم ، شب نوزدهم ، شب بيست و يكم ، شب بيست و سوم ، شب بيست و هفتم ، و شب بيست و نهم . ولى مشهور و معروف در روايات اين است كه در دهه آخر ماه رمضان و شب
---------------------
تفسير نمونه جلد 27 صفحه 189
بيست و يكم يا بيست و سوم است ، لذا در روايتى مى خوانيم كه در دهه آخر ماه مبارك پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) تمام شبها را احيا مى داشت و مشغول عبادت بود. و در روايتى از امام صادق (عليه السلام ) آمده است كه شب قدر شب بيست و يكم يا بيست و سوم است ، حتى هنگامى كه راوى اصرار كرد كدام يك از اين دو شب است و گفت : اگر من نتوانم هر دو شب را عبادت كنم كدام يك را انتخاب نمايم ؟! امام (عليه السلام ) تعيين نفرمود، و افزود، ما ايسر ليلتين فيما تطلب : چه آسان است دو شب براى آنچه مى خواهى !. ولى در روايات متعددى كه از طرق اهل بيت (عليهمالسلام ) رسيده است بيشتر روى شب بيست و سوم تكيه شده ، در حالى كه روايات اهل سنت بيشتر روى شب بيست و هفتم دور مى زند. در روايتى از امام صادق (عليه السلام ) نيز نقل شده كه فرمود: التقدير فى ليلة القدر تسعة عشر، و الابرام فى ليلة احدى و عشرين و الامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين . تقدير مقدرات در شب نوزدهم ، و تحكيم آن در شب بيست و يكم ، و امضاء در شب بيست و سوم است و به اين ترتيب بين روايات جمع مى شود. ولى به هر حال حالهاى از ابهام شب قدر را به خاطر جهتى كه بعدا به آن اشاره مى شود، فرا گرفته است . 3 - چرا شب قدر مخفى است ؟ بسيارى معتقدند مخفى بودن شب قدر در ميان شبهاى سال ، يا در ميان شبهاى
---------------------
تفسير نمونه جلد 27 صفحه 190
ماه مبارك رمضان براى اين است كه مردم به همه اين شبها اهميت دهند، همانگونه كه خداوند رضاى خود را در ميان انواع طاعات پنهان كرده تا مردم به همه طاعات روى آورند، و غضبش را در ميان معاصى پنهان كرده تا از همه بپرهيزند، دوستانش را در ميان مردم مخفى كرده تا همه را احترام كنند، اجابت را در ميان دعاها پنهان كرده تا به همه دعاها رو آورند، اسم اعظم را در ميان اسمائش مخفى ساخته تا همه را بزرگ دارند، و وقت مرگ را مخفى ساخته تا در همه حال آماده باشند. و اين فلسفه مناسبى به نظر مى رسد. 4 - آيا شب قدر در امتهاى پيشين نيز بوده است ؟ ظاهر آيات اين سوره نشان مى دهد كه شب قدر مخصوص زمان نزول قرآن و عصر پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نبوده ، بلكه همه سال تا پايان جهان تكرار مى شود. تعبير به فعل مضارع (تنزل ) كه دلالت بر استمرار دارد، و همچنين تعبير به جمله اسميه ((سلام هى حتى مطلع الفجر)) كه نشانه دوام است نيز گواه بر اين معنى است . بعلاوه روايات بسيارى كه شايد در حد تواتر باشد نيز اين معنى را تاءييد مى كند. ولى آيا در امتهاى پيشين نيز بوده است يا نه . صريح روايات متعددى اين است كه اين از مواهب الهى بر اين امت مى باشد، چنانكه در حديثى از پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آمده است كه فرمود: ان الله وهب لامتى ليلة القدر لم يعطها من كان قبلهم : خداوند به امت من شب قدر را بخشيده و احدى از امتهاى پيشين از اين موهبت برخوردار نبودند.
---------------------
تفسير نمونه جلد 27 صفحه 191
در تفسير آيات فوق نيز بعضى از روايات دلالت بر اين مطلب دارد. 5 - چگونه شب قدر برتر از هزار ماه است ؟ ظاهر اين است كه بهتر بودن اين شب از هزار ماه ، به خاطر ارزش عبادت و احياى آن شب است ، و روايات فضيلت ليلة القدر و فضيلت عبادت آن كه در كتب شيعه و اهل سنت فراوان است اين معنى را كاملا تاءييد مى كند. علاوه بر اين ، نزول قرآن در اين شب ، و نزول بركات و رحمت الهى در آن ، سبب مى شود كه از هزار ماه برتر و بالاتر باشد. در حديثى از امام صادق (عليه السلام ) آمده است كه به على بن ابى حمزه ثمالى فرمود: فضيلت شب قدر را در شب بيست و يكم و بيست و سوم بطلب ، و در هر كدام از اين دو يكصد ركعت نماز بجاى آور، و اگر بتوانى هر دو شب را تا طلوع صبح احيا بدار و در آن شب غسل كن . ((ابوحمزه )) مى گويد: عرض كردم : اگر نتوانم ايستاده اين همه نماز بخوانم ؟ فرمود: نشسته بخوان ، عرض كردم : اگر نتوانم ؟ فرمود: در بستر بخوان ، و مانعى ندارد در آغاز شب خواب مختصرى بكنى و بعد مشغول عبادت شوى ، درهاى آسمان در ماه رمضان گشوده است ، و شياطين در غل و زنجيرند، و اعمال مؤ منين مقبول است و چه ماه خوبى است ماه رمضان ؟!. 6 - چرا قرآن در شب قدر نازل شد؟ از آنجا كه در شب قدر سرنوشت انسانها براى يكسال ، بر طبق لياقتها و
---------------------
تفسير نمونه جلد 27 صفحه 192
شايستگيهاى آنها، تعيين مى شود، بايد آن شب را بيدار بود، و توبه كرد و خودسازى نمود و به درگاه خدا رفت و لياقتى بيشتر و بهتر براى رحمت او پيدا كرد. آرى در لحظاتى كه سرنوشت ما تعيين مى شود نبايد انسان در خواب باشد، و از همه چيز غافل و بى خبر كه در اين صورت سرنوشت غمانگيزى خواهد داشت ! قرآن چون يك كتاب سرنوشت ساز است ، و خط سعادت و خوشبختى و هدايت انسانها در آن مشخص شده است بايد در شب قدر،! شب تعيين سرنوشتها، نازل گردد، و چه زيبا است رابطه ميان قرآن و شب قدر؟ و چه پر معنى است پيوند اين دو با يكديگر؟ 7 - آيا شب قدر در مناطق مختلف ، يكى است ؟ مى دانيم آغاز ماه هاى قمرى در همه بلاد يكسان نيست ، و ممكن است در منطقهاى امروز اول ماه باشد و در منطقه ديگرى دوم ماه ، بنابراين شب قدر نمى تواند يكشب معين در سال بوده باشد، چرا كه فى المثل شب بيست و سوم در مكه ممكن است شب بيست و دوم در ايران و عراق باشد، و به اين ترتيب قاعدتا هر كدام بايد براى خود شب قدرى داشته باشند، آيا اين با آنچه از آيات و روايات استفاده مى شود كه شب قدر يك شب معين است سازگار است ؟! پاسخ اين سؤ ال با توجه به يك نكته روشن مى شود و آن اينكه : شب همان سايه نيم كره زمين است كه بر، نيم كره ديگر مى افتد، و مى دانيم اين سايه همراه گردش زمين در حركت است ، و يك دوره كامل آن در بيست و چهار ساعت انجام مى شود، بنابراين ممكن است شب قدر يك دوره كامل شب به دور زمين باشد، يعنى مدت بيست و چهار ساعت تاريكى كه تمام نقاط زمين
---------------------
تفسير نمونه جلد 27 صفحه 193
را زير پوشش خود قرار مى دهد شب قدر است كه آغاز آن از يك نقطه شروع مى شود و در نقطه ديگر پايان مى گيرد (دقت كنيد). خداوندا! به ما آنچنان بيدارى و آگاهى عطا كن كه از فضيلت ليلة القدر بهره كافى گيريم . پروردگارا! چشم اميد ما به لطفت دوخته است مقدرات ما را بر وفق آن تعيين فرما. بارالها! ما را از محرومان اين ماه قرار مده كه محروميتى از آن بالاتر نيست . آمين يا رب العالمين
|
|