|
12. عـدم هـمـراهـى كـشورها با امريكا از ديگر عواملى است كه باعث شكست تحريم ها عليه
ايران مى شود. تحريم هاى آمريكا زمانى مى توانست از يك تاثير نسبى برخوردار شود
كـه بـا هـمـراهـى كـشورهاى جهان مواجه گردد. اما شاهد هستيم كه بسيارى از كشورها روى
خوشى به آن نشان نداده اند بنابر اين مشاهده مى گردد آمريكا بدون آنكه بتواند ديگر
كـشـورهـا را هـمـراه خـود كـنـد از شـانـس بـسـيـار كـمـتـرى بـراى تـوفـيـق در
اعـمـال فـشـار و نـتـيـجـه لازم برخوردار است و اين بار نيز سياست تحريم آمريكا همچون
گذشته با شكست روبرو خواهد شد.
تاءثير تحريم ايران بر آمريكا
تـحـريـم هاى يك جانبه آمريكا گرچه براى ايران مشكلاتى را به وجود آورده ، سبب شده
اسـت كـه شـركـت هـاى آمـريـكـايـى فـرصـت هـاى سـرمـايـه گـذارى
قابل توجهى را به ويژه در صنعت نفت ايران از دست دهند كه براى منافع بلند مدت آنها
پـيـامـدهـاى پـر هـزيـنه اى دارد. در نيمه دوم دهه 90، ايران نزديك به 50 پروژه را به
مـزايـده گـذاشـت كه تنها در زمينه نفت وگاز، ارزش قراردادهاى امضا شده افزون بر 25
مـيـليـارد دلار بـود. در صـورت نـبـود تـحـريـم اقـتـصـادى ، احـتـمـالا بـخـش
قـابـل تـوجـهـى از ايـن قـراردادهـا نـصـيـب شـركـت هـاى آمريكايى مى شد. سياست تحريم
اقتصادى آمريكا همچنين زيان هاى هنگفتى براى منافع سياسى آمريكا در منطقه داشته است .
در مـجـمـوع ، تـحريم اقتصادى آمريكا، ايران را به سوى روسيه ، چين و كره راند. در دو
دهـه گـذشته روسيه و چين مبادلات اقتصادى خود را با ايران به ميزان چشمگيرى افزايش
داده انـد. اكـنـون ايـران نـه تـنـهـا بـازارى مـهم براى صادرات چين و روسيه است ، بلكه
بسيارى از پروژه هاى بزرگ صنعتى ، زيرساختى ، تاءسيساتى و نظامى ايران نصيب
اين دو كشور شده است . بيشتر اين پروژه ها سرمايه گذارى هاى بلند مدت بوده است كه
به هر حال براى چين و روسيه نيز فرصت سرمايه گذارى و فعاليت در خارج از مرزهاى
خـود را ايـجـاد كـرده اسـت . بـراى مـثال ، با وجود تحريم اقتصادى آمريكا، شركت ملى نفت
ايـران مـوفـق بـه امـضـاى 16 قـرارداد بـيـع مـتـقابل با شركت هاى مختلف براى سرمايه
گـذارى در صـنـعـت نـفـت ايـران شـده اسـت . در طـول ايـن
سال ها اگر چه شركت هاى امريكايى از حضور در ايران محروم بودند، اما شركت هاى كره
اى ، چـيـنـى و هـلنـدى و... بيكار نبودند. در زمينه گاز نيز، وضعيت مشابهى وجود دارد كه
تمام آن با شركت هاى غير آمريكايى بوده است .356
براى آمريكا چشم پوشى از نفت ايران سخت خواهد بود، زيرا ايران هم اكنون دو ميليون و
450 هـزار بـشـكـه نفت در روز صادر مى كند كه حذف اين مقدار عرضه در بازار جهانى ،
قـيـمـت نـفـت را پـس از تـحريم به 150 ـ 200 دلار افزايش خواهد داد و نرخ رشد اقتصاد
جهانى را نصف مى كند.
پى نوشتها:
منبع شناسى شيعه ((نهج البلاغه ))
سيدغلامعباس طاهرزاده
كادر علمى پژوهشكده تحقيقات اسلامى
مقدمه
نـهـج البـلاغـه ايـن اثـر مـاندگار، برگى زرين از مجموعه خطبه ها، سخنان و نامه هاى
گـهـربـار امـيـرمـومـنـان عـلى (ع ) آن بـزرگ مرد تاريخ است كه هيچ گاه غبار زمان پرده
كـهنگى و فراموشى بر سيماى پرفروغش نيفكند، و از جلوه و شكوه آن نكاست ، و جايگاه
برجسته اين ابر رحمت در آسمان اهل معرفت و دلهاى عاشقان و علاقمندان به معارف اسلامى
بـه افـول نـگراييد. همه عالمان و محققان در طول تاريخ ، در برابر عظمت دانش و حكمتش
سر تعظيم فرود آورده ، از مرز تعصب و فرقه گرايى گذشته ، تا بدانجا كه دوست و
دشـمـن زبان به ستايشش گشوده و از اين مائده آسمانى و سفره گسترده هر كس به مقدار
معرفت خود توشه اى برچيد.
كتاب شريف نهج البلاغه شامل بخشى از سخنان ، كلمات و نامه هاى ارزشمند امير مؤ منان
عـلى بن ابى طالب (ع ) است كه ايشان در مناسبت هاى گوناگون بيان داشته و يا براى
افراد و كارگزاران خود در مصادر حكومتى نوشته است .
نـهـج البـلاغـه ، آيـنـه انـديـشـه هـاى سياسى ، تربيتى و كارنامه حكومتى امام پاكان و
پيشواى پرواپيشگان ، على ابن ابى طالب (ع ) است كه در آغاز اسلام و بحران خلافت و
برخوردهاى اجتماعى بين پيروان حق و باطل ، در معرض ديد تاريخ قرار گرفت .
جايگاه و اعتبار نهج البلاغه
پـيـامـبر اسلام هنگام رحلت دو امانت گرانبها براى جهانيان به وديعه نهاد كه عبارتند از
قرآن و عترت اهل بيت (ع ).
در مـيـان عـتـرت و اهـل بيت پيامبر، امير المؤ منين على عليه السلام از مقامى ويژه برخوردار
اسـت . قـرآن در آيـه مـبـاهـله او را نـفـس پـيـامـبـر(ص ) مـعـرفـى نـمـوده و
فـضـائل او بـه حـدى است كه كسى را توان شمارش آن نيست . از جمله خصوصيات امير مؤ
مـنان (ع ) كه هيچ دوست و دشمنى آن را انكار نكرده فصاحت و بلاغت و سخنورى آن حضرت
است كه هرگاه لب به سخن مى گشود همه را به تحسين وامى داشت .
كلام اميرمؤ منان عليه السلام دو خصوصيت ويژه دارد:
اول : زيـبايى و فصاحت و انسجام بى نظير كه آن را ((فوق كلام مخلوق و دون كلام خالق
)) قرار داده است .
دوم : تـاءثـيـر و نـفوذ شگفت انگيز به طورى كه نه تنها در آن زمان كه پس از 14 قرن
هنوز هم هر شنونده اى را تحت تاءثير قرار مى دهد.
در شاءن كتاب شريف نهج البلاغه هم همين بس كه آن را ((اءخ القرآن )) دانسته اند. نهج
البـلاغـه كـتـابـى اسـت كـه بـزرگـتـريـن فـصـحـا و بـليـغ تـريـن سـخـنـوران در
طول تاريخ افتخار خويش را در محضر نهج البلاغه بودن دانسته اند.
نـهـج البـلاغـه را نبايد تنها از جهت لفظى در اوج قله فصاحت و بلاغت برشمرد، بلكه
محتوا و مضمون اين كتاب شريف نيز بى نظير است .
زندگى نامه مولف
نامش ((محمد)) و كنيه اش ((ابوالحسن )) و لقبش ((رضى )) يا ((شريف رضى )) است . سيّد
رضـى قـدّس سـرّه در سـال 359 هجرى قمرى در شهر بغداد، به دنيا آمد. پدر او، ((ابو
احـمـد حـسـن بـن مـوسـى )) است كه به ((طاهر اوحد ذوالمناقب )) لقب يافته است . او سيّدى
بـزرگوار و مايه پدرِ سيد رضى همچنين مسئول نظارت بر شكايات مردم و سرپرستى
حـاجـيـان و زائران خـانـه خـدا و رسيدگى به حال سادات دودمان ابوطالب بود. مادر سيّد
رضـى نـيـز بـانـويـى علوى و با فضيلت بود. نسب ((سيّد رضى قدّس سرّه )) با پنج
واسطه به امام كاظم عليه السّلام مى رسد. اجداد ((سيّد)) تا امام كاظم عليه السّلام همگى
از نيكان و خوبان و بزرگان سادات بودند. سيد رضى به همراه برادرش سيّد مرتضى
درس و تحصيل را آغاز كرد. چند سالى بيشتر از عمر سيّد رضى و سيّد مرتضى نگذشته
بـود كـه مادرشان تصميم گرفت آن دو را نزد عالم پرآوازه شهر، ((شيخ مفيد)) ببرد تا
فرزندانش از دانش او بهره گيرند و علوم اسلامى را از محضرش بياموزند.
بـراى هـمـيـن دسـت پـسـران كـوچـك خـود را گـرفـت و بـه طـرف
مـحـل درس ((شـيـخ مـفـيـد)) بـه راه افـتـاد. ((شـيـخ مـفـيـد)) طـبـق
معمول در مسجد براى انبوه شاگردان خويش درس مى گفت و آنان را از خرمن دانش خود بهره
مـنـد مى ساخت . ناگهان بانوى با وقار و محترمى وارد مسجد شد. او كه دست دو كودك خود
را گـرفـتـه بـود نـزديـك شيخ آمد و پس از عرض سلام ، گفت : ((من همسر طاهر ذوالمناقب
هـسـتـم و ايـن دو كـودك فـرزنـدان مـن هـسـتـند. آنان را نزد شما آوردم تا علم دين را به آنها
بـيـامـوزيـد.)) شـيـخ مـفـيـد با شنيدن سخن مادرِ آن كودكان ، اشك از ديدگانش جارى شد و
مدّتى گريست . سپس به احترام آن بانوى با وقار و فرزندان عزيزش از جاى برخاست
و چـنـيـن گـفـت : ((مـن شـب گـذشـته حضرت فاطمه زهرا عليها السّلام ، دخت گرامى پيامبر
خداصلّى الله عليه و آله و سلّم را در خواب ديدم در حالى كه دست امام حسن (ع ) و امام حسين
(ع ) را گـرفـتـه بـود. حـضـرت آن دو را نزد من آورد و بعد از سلام چنين فرمود: ((اين دو
پسران من هستند. به آنها دانش دين بياموز.))
ايـنـگـونـه بـود كـه خـواب ((شـيـخ مـفـيـد)) تـعـبـيـر شـد و او بـا
كمال رضايت و اشتياق مسئوليت تعليم و تربيت سيّد رضى و سيّد مرتضى را پذيرفت .
هـمـنـامـى مـادرِ ايـن دو كـودك بـا حـضـرت فـاطـمـه عـليـهـا السـّلام و ايـنـكـه او از
نسل حضرت فاطمه عليها السّلام بود بيش از پيش بر اهميّت خواب شيخ مفيد مى افزود.
تاليفات سيد رضى
مـرحـوم عـلامـه امينى در كتاب (الغدير) نام 19 كتاب و اثر را از سيد رضى ذكر كرده كه
مهمترين آنها كتابهاى زير است :
1. نهج البلاغه (كه مجموعه ايست از سخنان و نامه هاى حضرت على عليه السلام ).
2. خصائص الائمه (كه سيد رضى در مقدمه نهج البلاغه به آن اشاره كرده ).
3. نامه هاى علمى او (در سه جلد).
4. مجازات لا ثار النبويه
5 . معانى القرآن
6 . حقائق التاويل فى متشابه التنزيل و....
آنـگـاه صاحب (الغدير) نام 81 كتاب را كه در شرح يا ترجمه نهج البلاغه تا زمان وى
نوشته شده است ذكر مى كند.
انگيزه نگارش
سـيـد رضـى در مقدمه نهج البلاغه انگيزه خود را در جمع آورى اين كتاب شريف چنين بيان
مى دارد:
((مـن در سنين جوانى شروع به تاءليف كتابى در خصائص ائمه عليهم السلام نمودم كه
اخـبـار و كـلمـات آن بـزرگـواران را بـه صورت گلچين شده جمع آورى نمايم . زمانى كه
خصائص مربوط به امير المؤ منين عليه السلام را به اتمام رساندم مشكلاتى پيش آمد كه
نـتـوانـسـتـم كـتـاب را كـامل نمايم . در پايان فصول اين كتاب فصلى در كلمات قصار آن
حـضرت آمده بود، لكن خطبه ها و نامه هاى مفصل ايشان را ذكر نكرده بودم . چون عده اى از
دوستان اين فصل از كتاب را ديدند برايشان بسيار جالب بود، لذا از من درخواست كردند
كتابى مستقل پيرامون كلمات گرانبهاى امير مؤ منان عليه السلام در موضوعات گوناگون
تـاءليـف نمايم . من هم كه ديدم چنين گردآورى تاكنون انجام نشده ، دست به كار تاءليف
اين كتاب عظيم شدم ... و نام آن را نهج البلاغه نهادم .))
چرا نهج البلاغه ؟
اما اينكه چرا سيد رضى نام كتاب خويش را نهج البلاغه (راه بلاغت و فصاحت ) گذاشته
اسـت از مـقـدمـه كـتـاب بخوبى روشن مى شود. سيد رضى ، كه خود اديب و شاعرى توانا
است ، چون اعجاز امير المؤ منين عليه السلام را در زمينه بلاغت و فصاحت ديد با جمع آورى
ايـن كـتـاب عـظـمـت امـيـر المـؤ مـنـيـن عـليـه السـلام را در ايـن فـضـيـلت ، عـلاوه بـر ديگر
فضائل آن حضرت ، به اثبات رساند.
او با تاليف اين كتاب اثبات كرد كه امير مؤ منان على (ع )، نه تنها پرچمدار و يكه تاز
مـيـدانهاى سياست و جنگ و زهد و عبادت و اولين مؤ من به پيامبر اكرم (ص ) است ، بلكه در
زمـيـنه ادب و سخنورى نيز به اوج قله بلاغت رسيده و در مقامى است كه هيچ انسان ديگرى
به آن حد نرسيده است .
پـس چـون سـيـد رضـى هـدفـش اثـبـات ايـن فـضـيـلت از
فـضـائل امـير المؤ منين (ع ) بود نام كتاب خويش را ((نهج البلاغه )) نهاد. بخاطر رعايت
ايـن جـهـت ، سيد رضى هيچ گونه ترتيب موضوعى براى نهج البلاغه قرار نداده است .
همچنين در ذكر خطبه ها و نامه ها در بسيارى موارد تقطيع نموده و تنها مقدارى از خطبه ها را
كه بيشتر توجه او را به خود جلب كرده ، آورده است .
ترتيب نهج البلاغه
بخش هاى نهج البلاغه عبارتند از:
الف . خطبه ها:
شامل 239 خطبه است و از نظر زمانى به دو بخش تقسيم مى گردد:
1. قبل از حكومت مانند (خطبه هاى 139 ـ 67 ـ 5 و...)
2. در دوران حـكـومـت (مانند خطبه هاى 108 ـ 47 ـ 105 ـ 27 ـ 21 ـ 20 ـ16 ـ 15 ـ 12 ـ 3
و...)
خطبه ها شامل موضوعاتى مى باشند مانند:
َاخلاق (24 ـ 63 ـ 21 ـ 20 ـ 10 ـ 8 و...)
َبحثهاى سياسى (50 ـ 41 ـ 37 ـ 32 و...)
َافشاگرى و احزاب (19 ـ 105 ـ 30 و...)
َجامعه شناسى (32 ـ 1 و...)
َآينده نگرى يا ملاحم (108 ـ 101 ـ 98 ـ 47 ـ 13 و...)
َو موضوعات فراوان ديگر.
ب . نامه ها:
ايـن بـخـش ، شامل 79 نامه است و تقريبا تمام آنها در زمان خلافت آن حضرت نوشته شده
است . كه موضوعات آن را مى توان با اين عناوين برشمرد:
َاخلاقى (مانند 47 ـ 22 ـ 3 و...)
َنامه به دشمنان (17 ـ 10 ـ 7 ـ 6 و...)
َبه فرمانداران و استانداران (56 ـ 20 ـ 19 ـ 8 ـ 5 و...)
َبه فرماندهان نظامى و مسئولان بيت المال (13 ـ 4 ـ 26 ـ 25 و...)
َخطاب به مردم (38 ـ 29 ـ 2 و...)
َوصيتهاى امام (51 ـ 24 ـ 23 و...)
ج . كلمات قصار يا قصار الحكم :
شامل 480 كلمه است و از حيث موضوعات بسيار متنوع مى باشند.
منابع نهج البلاغه
سـيـد رضـى در تـاءليـف ايـن كـتـاب شـريف ، از كتابخانه شخصى خود و كتابخانه هاى
بزرگ سيد مرتضى و بيت الحكمه بغداد و ديگر كتابخانه هاى موجود استفاده كرده است .
گرچه خود سيد رضى جز در مواردى اندك نام منابع خويش را در متن كتاب ذكر نكرده ، اما
آنـچـه از مـنـابـع مـورد استفاده او به دست آمده در كتب شرح نهج البلاغه مفصلا بيان شده
است .
اسناد نهج البلاغه
اشكالى كه از قديم و اكنون به نهج البلاغه مى كردند اين بود كه سيد رضى سندهاى
روايـات خـويـش را حـذف كـرده بـنـابر اين ، اين كتاب از نظر علمى اعتبار چندانى ندارد و
تنها در حد يك كتاب ادبيات مى توان از آن بهره جست .
بـا تـوجـه بـه ايـن اشـكـال از قـرنـهـا قـبـل بـزرگـان عـلمـا در صـدد جـمـع آورى مصادر
نـقـل سـيـد رضـى بوده اند و خطبه ها و نامه ها و كلمات قصار نهج البلاغه را از منابعى
قبل از سيد رضى جمع آورى كرده اند.
هـم اكـنـون چـنـديـن جـلد كـتـاب مـوجـود اسـت كـه تـمـام منقولات سيد رضى را با ذكر طرق
گـونـاگون مسندا نقل كرده اند. در بعضى موارد نيز براى يك خطبه دهها سند و منبع آورده
شده است .از جمله كتبى كه دراين خصوص تاليف شده عبارت است از:
1. مصادر نهج البلاغه و اءسانيده از سيد عبدالزهراء حسينى
3. مصادر نهج البلاغه از سيد هبة الدين شهرستانى
4. اسناد و مدارك نهج البلاغه (فارسى )، از محمد دشتى و دهها عنوان ديگر در اين زمينه .
نهج البلاغه از منظر انديشمندان
َامـام خـمـيـنـى (ره ) در وصـيـت نـامـه خـود بـا افـتـخار مى گويد: ما مفتخريم كه كتاب نهج
البـلاغـه كـه بـعـد از قرآن بزرگترين دستور زندگى مادى و معنوى و بالاترين كتاب
رهـايـى بـخـش بـشر است و دستورات معنوى و حكومتى آن بالاترين راه نجات است ، از امام
معصوم ما است .
َمـقام معظم رهبرى در شاءن اين كتاب شريف مى فرمايد: نهج البلاغه كلام اولين مؤ من به
وحى محمدى ، و كلام خليفه پيغمبر صلى الله عليه و آله است ؛ خليفه يى كه همه مسلمانها
بـر او اتـفـاق نـظـر دارنـد و امـامـى كـه بـه اعـتـقـاد شـيـعـه و بـسـيـارى از
اهـل سـنـت افضل صحابه است . يعنى انسانى در اين حد عظمت و اهميت ، سخنرانى ها و خطبه
هـايـش عـيـنـا بـاقـى مـانـده اسـت و ايـن مـى تـوانـد نـشـان دهـنـده مـتـنـى عـظـيـم و
اصـيـل از مـعـارف اسـلامـى بـاشـد. مـا مـى تـوانـيـم پـايـه هـاى اعـتـقـاد
كـامل و جامع به اسلام را در اين كتاب ـ كه اخلاق و زهد و عرفان و رهبرى و نظام سياسى
و اجتماعى در آن وجود دارد ـ پيدا كنيم .357
َاسـتـاد مـحـمدتقى جعفرى در مقدمه تفسير نهج البلاغه مى گويد: هيچ گونه جاى ترديد
نـيـسـت كـه ما نمى توانيم شخصيت على بن ابى طالب عليه السلام را، مانند شخصيت هاى
يـك بـعـدى تـاريـخ نـشـان بـدهـيـم و كتابش نهج البلاغه را هم به عنوان كتابى كه يك
شخصيت يك بعدى از خود به يادگار گذاشته است ، تلقى نماييم . ما با انسانى سر و
كـار داريـم كـه هـدف اعـلايـى بـراى زنـدگـانـى دارد، زمـامـدارى كـه
عـادل مـطـلق اسـت ، داراى مـعـرفـتى در حد اعلى درباره انسان و جهان ، وابستگى به مبادى
عـالى هستى ، خود را جزئى از انسان ديدن ، وابستگى مستقيم به خدا، تقوى و فضيلت در
حـد اعـلى ، پـاكـى گـفـتـار و كـردار و انـديـشـه و نـيـت پـاك ... و ده هـا امـتـيـاز از ايـن
قـبـيـل كـه در عـلى بـن ابـى طـالب بـه اتـفـاق تـمـام تـواريـخ ثـبـت شـده اسـت ،
قابل توضيح و تفسير با مفاهيم و ارزش هاى معمولى نمى باشد، زيرا براى آن جامعه و
يا افرادى كه زندگى جز تورم خود طبيعى چيز ديگرى نيست ، عناصر شخصيت و امتيازات
على عليه السلام و كتابش ، خيالاتى بيش نيست .
َعـزالديـن عـبـدالحـمـيـد بـن ابـى الحـديـد مـعـتـزلى كـه از دانـشـمـنـدان مـعـروف
اهل سنت در قرن هفتم هجرى است و يكى از شارحان معروف نهج البلاغه مى باشد ـ و كتاب
شـرح نـهـج البـلاغـه خـود را در 20 جـلد نـگـاشـتـه و بـگـفـتـه خـودش تـاليـف آن چـهـار
سـال و هشت ماه (درست به اندازه دوران زمامدارى و خلافت ظاهرى حضرت على عليه السلام
) بـه طـول انجاميده است ـ او در همين كتاب ، بارها در برابر فصاحت و بلاغت فوق العاده
نـهـج البـلاغه سر تعظيم فرود آورده و در مقدمه كتابش درباره على عليه السلام و نهج
البلاغه مى گويد: ((... اما الفصاحه فهو عليه السلام امام الفصحاء و سيد البلغاء و
فـى كـلامه قيل : دون كلام الخالق و فوق كلام المخلوقين ، و منه تعلم الناس الخطابه و
الكتابه ... .))
امـيـر المـومـنين على عليه السلام امام و پيشواى فصيحان و سرور بليغان است ، و درباره
كـلامـش (نـهـج البـلاغـه ) گـفـتـه شـده اسـت كه پائين تر از كلام خالق و برتر از كلام
مخلوقين است ، و مردم از او فن خطابه و سخنرانى و راه و رسم نويسندگى را آموخته اند.
وى در جـاهـاى مـتـعـددى از كتابش نسبت به فصاحت و بلاغت نهج البلاغه تعبيرهاى عجيبى
دارد.358
َمـرحوم ((شيخ محمد عبده )) مفتى اسبق مصر از افرادى است كه تصادف و دورى از وطن او را
با نهج البلاغه آشنا مى كند و اين آشنايى به شيفتگى مى كشد و شيفتگى به شرح اين
صـحـيفه مقدس و تبليغ آن در ميان نسل جوان عرب ، منجر مى گردد. وى در مقدمه شرح خود
مى گويد:
((در هـمه مردم عرب زبان ، يك نفر نيست مگر آنكه معتقد است سخن على (ع ) بعد از قرآن و
كلام نبوى ، شريفترين و بليغ ترين و پرمعنى ترين و جامعترين سخنان است .))359
َپـروفـسـور هـانـرى كـربـن ، محقق و شرق شناس معروف فرانسوى ، نهج البلاغه را از
مـهـمترين سرچشمه هايى معرفى كرد كه متفكران شيعه پيوسته از آن سيراب شده اند. در
قـسـمـتى از گفتار او آمده است كه بعد از قرآن و احاديث پيامبر اسلام (ص )، نهج البلاغه
در درجه نخست اهميت قرار دارد و تفكر فلسفى شيعه به آن وابسته است .
َاسـتـاد امـيـن نـخله ، يكى از صاحبنظران مسيحيت ، در جواب شخصى كه از او درخواست كرده
بـود كـه صد كلمه از نهج البلاغه را براى او انتخاب كند، مى گويد: به خدا قسم نمى
توانم .
چـگـونـه از مـيـان صدها كلمه كهربار تعداد صد كلمه آن را انتخاب كنم . من از انتخاب يك
كـلمـه آن هـم عـاجز هستم ، زيرا اين كار درست به اين مى ماند كه دانه ياقوتى را از كنار
دانه هاى ديگر بردارم .
َبولس سلامه ، استاد شاعر و نويسنده معروف مسيحى لبنانى ، درباره نهج البلاغه مى
گـويـد: نـهـج البـلاغه اثر جاودانه اى است كه انسان را به شناخت انديشه بزرگ على
ابن طالب (عليه السلام ) وادار مى سازد و هيچ كتابى جز قرآن بر آن برترى ندارد.
َجرج جرداق نويسنده و اديب معروف مسيحى ، نهج البلاغه را بيانى رساتر از هر بيانى
دانـسـتـه اسـت كـه تـا انسان هست و انديشه انسانى وجود دارد، با ذوق هنرى و ادبى انسان
پيوند ناگسستنى خواهد داشت .360
شرح هاى نهج البلاغه
پـيـرامون نهج البلاغه ، شروح زيادى به رشته تحرير درآمده و برخى بزرگان نيز
كـتـاب هـايى براى فهرست اسامى شرح هاى نهج البلاغه نوشته اند. از جمله شيخ حسين
جـمـعـه در كـتـاب ((شـروح نـهـج البلاغه )) 210 شرح نام برده و آقاى رضا استادى در
كتابنامه نهج البلاغه نام 370 شرح را ذكر كرده است .
معروف ترين شروح نهج البلاغه عبارتند از:
1. شرح ابن ميثم بحرانى متوفاى 679 هجرى
2. شرح ابن ابى الحديد معتزلى متوفاى حدود 655 هجرى
3. شرح شيخ محمد عبده ، متوفاى 1323 هجرى (مفتى مصر در آن زمان )
4. شرح علامه محمد تقى جعفرى (معاصر)
5 . منهاج البراعة از قطب الدين راوندى ، متوفاى 573 هجرى
6 . شرح فخر رازى مفسر بزرگ اهل تسنن ، متوفاى 606 هجرى
ترجمه هاى نهج البلاغه
نهج البلاغه كتابى است كه به جهت فصاحت و بلاغت بالاى آن بسيارى از عرب زبانان
هـم از درك مـفـاهـيـم آن عـاجـزنـد چه رسد به غير عربها، به همين جهت به زبانهاى مختلف
ترجمه هاى فراوان شده است .
تـرجـمـه هـاى فـارسـى نـهـج البـلاغـه حـدود 30 عـنـوان اسـت كـه از قـرنـهـاى
قبل تا بحال به فراخور حال منتشر شده اند.
از جمله معروفترين ترجمه هاى فارسى نهج البلاغه در عصر حاضر عبارتند از:
1. ترجمه فيض الاسلام
2. ترجمه اى توسط آقاى مبشرى
3. ترجمه آيت اللّه مكارم شيرازى
4. ترجمه علامه محمدتقى جعفرى
5 . ترجمه دكتر شهيدى
كتب موضوعات نهج البلاغه
از كـارهاى خوب و ارزشمندى كه پيرامون اين كتاب عظيم شده استخراج موضوعات و چينش
مـطـالب كـتـاب بـر اسـاس مـوضـوعات است . در اين زمينه نيز بزرگانى از شيعه و غير
شيعه دست به قلم برده اند كه برخى از آن ها عبارتند است از:
1. نـهـج الصـباغة از علامه تسترى ، كه 67 موضوع كلى انتخاب كرده و پيرامون هر يك
شرح و تفسيرى هم نوشته است .
2. الدليل ، از على انصاريان با يكصد موضوع
3. الهادى ، از آيت اللّه مشكينى كه 625 موضوع انتخاب نموده است .
4. تصنيف نهج البلاغه از لبيب بيضون با 425 موضوع
5 . الكاشف از دكتر مصطفوى
6 . المعجم المفهرس از محمد دشتى كه در ضمن كار معجم نويسى 45600 موضوع و تيتر
بر كلمات امير مؤ منان عليه السلام زده است .
وفات سيد رضى
سـيـّد رضـى شـش سـال پـس از نـوشـتـن نـهـج البـلاغـه در
سال 406 هجرى قمرى در چهل و هفت سالگى به رحمت ايزدى پيوست و دار فانى را وداع
گـفـت . مـردم بـغداد با شكوه فراوان پيكر پاك اين عالم وارسته را تشييع كرده و پس از
نماز بر جنازه مطهرش ، او را در خانه خودش در محله ((كَرخ )) به خاك سپردند.
اگر چه سيّد رضى ، چشم از جهان فرو بست اما نام او بخاطر خدمات فراوانش به دنياى
عـلم و دانـش ، از جمله نگارش نهج البلاغه در تاريخ ماندگار و جاودان شد. تاءليف نهج
البلاغه ، سيّد رضى را جزو مشهورترين و معتبرترين محققان و نويسندگان گرداند؛ تا
آنجا كه بسيارى از مردم امروزه او را با عنوان : ((نويسنده نهج البلاغه )) مى شناسند.
پى نوشتها:
معرفى بحارالانوار
كادر علمى پژوهشكده تحقيقات اسلامى
كـتـاب شـريـف بـحـار الانـوار كـه بـه راستى بحر عميقى از معارف است .361((مقام معظم
رهبرى ))
مقدمه
مـذهـب والاى تـشيع داراى مجموعه هاى حديثى معتبر است كه در اين ميان مهمترين آنها عبارتند
از:362
1) كـافـى ، تـاليـف مـحـمـد بـن يـعـقـوب كـليـنـى (م 329 ق ) كـه
شـامـل حـدود 16 هـزار حـديـث اسـت . 2) مـن لا يـحـضره الفقيه ، تاليف شيخ صدوق يا ابن
بابويه (محمد بن على ، م 381 ق ) كه شامل 5998 حديث است .
3) تهذيب ، تاليف شيخ الطايفه محمد بن حسن طوسى (م 460 ق ) كه 13590 حديث دارد.
4) اسـتـبـصـار تـاليـف شـيـخ الطـائفـه ابـوجـعـفـر طـوسـى ،
مشتمل بر پنج هزار و پانصد و يازده حديث است .
5) وافـى ، تـاليـف مـلامـحسن فيض كاشانى (م 1091 ق ) كه تمامى احاديث كتب اربعه را
دارد و داراى حدود پنجاه هزار حديث است .
6) بحار الانوار كه مقاله حاضر به معرفى آن اختصاص دارد.
7) وسائل الشيعه الى تحصيل
مسائل الشريعه ، تاليف شيخ محمد بن حسن حر عاملى (م 1104 ق )
8) مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ، تاليف حاج ميرزاحسين نورى (م 1320 ق ).
هريك از مجموعه هاى نفيس بالا داراى جايگاه خاصى مى باشند اما در اين ميان بحارالانوار
جـايـگـاه ويـژه اى در فرهنگ تشيع دارد و محققان هر موضوعى از معارف دينى ، بسيارى از
گمشده ها و آرزوهاى خود را در اين مجموعه فراهم مى يابند.
ويژگى هاى منحصر به فرد اين كتاب گرانقدر اين است كه باب بحث ، فحص و تدقيق
عـلمـى را مـى گـشـايـد و بـاب جهل و ضلالت و قول بلا تحقيق را مى بندد و اين بيانگر
سـيـره نـيـكـوى مـولف كتاب بوده ، كه هر آنچه كه به او رسيده است ، در كتابش آورده و
تـمـيـز بـيـن صـحـيـح و سقم را به شم و شناخت محققان و احاطه علمى آنان واگذار كرده ،
بدون آنكه فكر و نظر شخصى خود را حكم قرار دهد.
الف . گذرى بر زندگى علامه مجلسى
مـولى مـحـمـد بـاقـر بـن مـحـمـد تـقـى مـعـروف بـه مـجـلسـى ثـانـى يا علامه مجلسى در
سـال 1037 ه . ق (يـك سـال قـبـل از مـرگ شـاه عـبـاس ) در خـانـواده اى كـه عـالم و
فاضل پرور بود در شهر اصفهان ديده به جهان گشود. پدرش مجتهد عاليقدر محمد تقى
مجلسى از علما و روحانيون بزرگ عصر صفوى به شمار مى رفت .
علامه از همان اوان كودكى تحت تربيت و تعليم پدر دانشمند خود پرورش پيدا نمود و با
هـوش سـرشـار و اسـتـعـداد خـدادادى و پـشـتـكـار مـخـصـوص بـه
تحصيل علوم متداوله عصر در حوزه علميه اصفهان پرداخت .
او بـا تـوجـه بـه تـوانـايـى ذاتـى در مـدت كـوتـاهـى
مـراحـل مـخـتـلف عـلمـى و تـحـصـيـلى را طـى كـرد و سـپـس بـه گرد آورى علم حديث و آثار
اهـل بـيـت عـصـمـت و طـهـارت دل بـسـت و تـحـقـيـق و پـژوهـش عـمـيـقـانـه در آن فـن شـريـف
مـبـذول داشـت و تـلاش خود را در اين مورد متمركز نموده تمام اوقاتش را صرف آن كرد تا
اينكه منشاء تحولى بزرگ در روزگار خود گرديد.
عـلامـه در دوران جـوانـى از مـحـضـر دانـشـمـنـدان و عـالمـانـى عاليقدر همچون : ملا عبدالله
شـوشـتـرى ، شـيـخ عـبـدالله بـن جـابـر آمـلى ، شـيـخ عـلى
جـبـل عـامـلى و سـايـر بـزرگـان ديـن بـه ويـژه فقيه و حكيم و محدث نامى ملا محسن فيض
كاشانى (كه در سفرى به اصفهان آمده و در آن ديار ماندگار شده بود) بهره هاى كافى
برد.
عـلامـه مـجـلسـى محقق پركارى بود كه در عمر شريف خويش لحظه اى از تاءليف و تحقيق
نياسود و توانست كتابخانه بزرگى را كه يادگار نياكانش بود غنى تر و پر بارتر
سـاخته و جهت استفاده علاقه مندان در اختيار دانش پژوهان قرار دهد. به دست تواناى علامه
مـجـلسـى كـتـب زيـادى نـگـارش يـافـت كـه بـه دو بـخـش ، تـاءليـفات فارسى و عربى
قابل تقسيم است .
برخى از تاءليفات فارسى او عبارت است از:
1. حياة القلوب : مشتمل بر سه جلد.
2. حلية المتقين : در آداب معاشرت و زندگى فردى و اجتماعى .
3. عين الحيات : شرح وصاياى پيامبر اكرم (ص ) به ابوذر غفارى .
4. مشكاة الانوار: در فضيلت و آداب قرا ئت قرآن و ثواب آن .
5 . جلاء العيون : كتابى در باب تاريخ زندگانى چهارده معصوم (ع ).
برخى از تاءليفات عربى اش به شرح ذيل مى باشد:
1. بحارالانوار: اين اثر مشهورترين و مهمترين اثر علامه مجلسى و اثر پر بار و بلند
آوازه تاريخ تشيع است كه در 110 جلد تدوين شده است .
2. كتاب مرات العقول ، در 26 جلد.
عـلامـه مـجـلسـى پس از رحلت پدر بزرگوارش ، به جاى او در مسجد جامع اصفهان اقامه
نـمـاز جـمـاعـت مـى نمود. ايشان از زمان شاه عباس دوم تا زمان شاه سلطان حسين داراى مقام و
قدرت مطلق دينى بود و تا آخرين روزهاى حياتش اين قدرت و نفوذ همچنان رو به افزايش
و تـعالى مى رفت ، به همين مناسبت از جانب سلاطين صفوى عنوان شيخ الاسلامى كه عالى
ترين درجه روحانيت در آن عصر بود به وى اعطا گرديد.
از ملا محمدتقى مجلسى پدر علامه مجلسى نقل كرده اند كه فرمود: در يكى از شبها بعد از
نـماز شب يك حالت خوشى به من دست داد كه فهميدم هر حاجتى از خدا بخواهم برآورده مى
شـود و فـكر كردم در امور دنيا و آخرت چه چيز از خدا مسئلت بنمايم ناگاه صداى گريه
مـحـمـد بـاقـر از گـهـواره بـلنـد شـد. عـرض كـردم الهـى بـه حـق مـحـمـد و
آل محمد (ص ) اين طفل را مروج دين خودت و نشر كننده احكام سيد رسولانت قرار بده و او را
موفق كن به توفيقاتى كه انتهايى براى آن نباشد، شكى نيست كه دعاى والد در حق اين
فرزند شايسته مستجاب شد و او به درجات عاليه دست يافت .
عـلامـه مـحـمـد بـاقـر مـجـلسـى آن مـحـقق پر كار و عالم نامدار پس از عمرى پر بركت كه
سراسر وقف خدمتگزارى به علم و دين و دانش و فرهنگ در جهان اسلام گرديد، عاقبت در سن
73 سـالگـى و در آخـريـن روزهـاى مـاه مـبـارك رمـضـان
سـال 1111 ه . ق در شـهـر دانـش پـرور اصـفـهـان ، چـشم از جهان فرو بست و به سراى
باقى شتافت . پيكر پاك آن مرحوم بعد از تشييع با شكوه در كنار مسجد جامع اصفهان در
جوار پدر و خاندان دانشمند مجلسى به خاك سپرده شد.
ب . معرفى بحارالانوار
چـنـان كـه اشـاره گرديد از محمد باقر مجلسى آثار زيادى به جا مانده است اما ام الا ثار
وى ، بـِحـارُالاَنـوار، مـشـهـورتـريـن ، مـهـم تـريـن و
مفصل ترين اثر علمى به زبان عربى است كه از آن به بزرگترين و نامورترين جوامع
حديثى شيعه ياد مى شود و در واقع مجموعه اى گسترده از احاديث اماميه است .
نـام كـامـل ايـن اثر ((بحارُالانوارِ الجامعة لِدرَرِ اخبارِ الائمة الاطهار عليهم السلام )) است .
عـزم مـؤ لف بـر نـگـاشـتن اين كتاب از 1070 ق / 1660 م ، پس از نگارش كتاب فهرس
مـصـنـفـات الاصـحـاب جزم شده است و اولين تاريخ ثبت شده در خود كتاب 1072 ق است و
پيش نويس آن در 1104 يا 1106 ق به پايان رسيده است ، هر چند پاك نويس كتاب تا
پس از فوت مؤ لف و توسط شاگردان او همچنان ادامه داشته است .
همزمان با كار 36 ساله او، كتابهاى مهم ديگر حديثى شيعه نيز نگاشته شده است : نخست
((الوافـى )) از مـولى مـحـسـن فـيـض كـاشـانـى و نـيـز
((وسائل الشيعه )) از محمدبن حسن حر عاملى . و اين حكايت از آن دارد كه شرايط حاكم بر
حـوزه هـاى ديـنـى آن زمـان نگارش احاديث را مى پسنديده ، و فيض كاشانى و حر عاملى در
همين فضا اقدام به تدوين مجموعه هاى حديثى شيعه نموده اند.
ايـن كـتـاب دايـرة المـعـارف مـانـنـد بـه سـبـب ذكـر مـسـتـنـد بـيـشـتـر روايـتـهـاى
مـنـقـول از ائمـه شـيـعـه عـليـهـم السـلام ، تـبـويـب نـسـبـتـا
كامل موضوعات ، شرح و بيان بسيارى از روايات ، تحقيقات گوناگون كلامى تاريخى
، فـقـهـى ، تـفـسيرى ، اخلاقى ، حديثى و لغوى مؤ لف و نيز اعتبار علمى وى همواره مقامى
والا داشـتـه اسـت چـنـانـكـه بـرغـم حـجـم زيادش از همان روزگار تاءليف نسخه هاى خطى
بـسيارى از آن نوشته شده و از اواخر قرن سيزدهم با رواج صنعت چاپ همه يا بخشهايى
از آن بارها به چاپ رسيده است . همچنين دانشمندانى چند به ترجمه يا تلخيص برخى از
مـجـلدات آن هـمـت گـمـاشته يا مستدرك و فهرست براى آن پرداخته اند يا در نقد و ايضاح
آراى مـؤ لف حـواشـى نـگـاشته اند همچنانكه درباره خود كتاب نيز نكاتى را مطرح كرده
اند.
ج . سبب و چگونگى تاءليف
ثـمـرات و غـايـات ايـن دانشها دريافته است كه زلال علم فقط از چشمه روشن وحى و الهام
حـاصـل مى شود و در آخرت تنها اين علم سودمند است هرچند در ظاهر رونقى نداشته باشد.
از ايـن رو پـژوهـش در اخـبـار و روايات ماءثور از ائمه اطهار عليهم السلام را برگزيده
اسـت . بـدين منظور نخست كتابهاى حديثى متداول و مشهور شيعى را بدقت خوانده سپس به
جستجوى اصول معتبر حديثى پرداخته كه به عللى از جمله موانع سياسى و عدم اهتمام به
اسـتنساخ و نگاهدارى آنها به علت شمول و شهرت جوامع حديثى متاءخر مهجور مانده و چه
بسا بيشتر نسخه هاى آنها از بين رفته است . او براى اجراى چنين كار عظيمى از همكاران و
شـاگـردان بـسيارى كمك گرفته و با گسيل كردن آنها به بلاد اسلامى به جديت تمام
به گردآورى منابع حديثى اوليه كوشيده و در اين راه با مشكلاتى روبرو بوده است از
جمله بخل ورزى برخى از صاحبان نسخ كه به آن اشاره كرده است . با اينهمه با پشتكار
مـجـلسـى و هـمـكـارى گـروهـى از فـضـلا چـون مـولى عـبـدالله افندى ، و مولي ذوالفقار
اصـفـهـانـى و مـولى عـبـدالله بـحـرانـى بـسـيـارى از
اصـول و مـآخـذ مـعتبر كه در روزگاران پيشين محل مراجعه دانشمندان بوده فراهم آمده است .
كـار گـروهـى او كه از ابتكارات تاءليف به حساب مى آيد، شباهتى نيز به كار نگارش
دائرة المـعـارف فـلسـفـى تـوسـط گروه اخوان الصفا دارد؛ با اين تفاوت كه وى تسلط
كامل و يك تنه بر همه مراحل كار داشت و شاگردانش فقط به جمع آورى و نگارش آيات و
احـاديـث ، ذيـل عـنوانهاى طراحى شده توسط خود او مى پرداختند و كليه گزينشها از متن ،
سند، ... و همچنين تنظيم توسط خود وى صورت مى گرفته است .
تـقسيم كرده اين اثر 26 مجلد شده است كه هر كدام به يك موضوع اصلى اختصاص دارد و
شـامل چندين باب است . بيشتر موضوعات تقسيمات فرعى نيز دارند. در اين كتاب برخى
عـنـاويـن هـسـت كـه در كـتـب حـديـثـى پـيـش از بـحـار بـه صـورت
مـسـتـقـل وجـود نـداشـتـه و مـؤ لف آنـها را از امتيازات تاءليف خود شمرده است مانند ((كتاب
العـدل و المـعـاد)) ((كـتـاب السماء و العالم )) تاريخ انبيا و ائمه عليهم السلام . مؤ لف
هـربـاب را بـا آياتى از قرآن كريم كه صريحا يا به مدد قراين گوناگون تاريخى
حـديـثـى و تـفـسـيـرى بـا مـوضـوع تـنـاسـب دارد آغـاز كـرده سـپـس
اقـوال مـفـسـران (غـالبـاً امـيـن الاسـلام طـبـرسـى و امـام فـخـررازى ) را در حـد لزوم
نـقـل كـرده و آنگاه احاديث ناظر بر هر عنوان را با ذكر سند به ترتيب شماره آورده است .
گـاه فـقـط بخشى از يك حديث را نقل كرده و كامل آن را در بابى مناسب تر آورده است . در
ايـن گـونـه نـقـلهـا گـاه به محل اصلى نقل حديث در بحار اشاره كرده و همچنين در صورت
لزوم براى تبيين معناى حديث توضيحاتى داده است .
د. چاپ هاى بحارالانوار
چهار چاپ معروف بحارالانوار عبارتند از:
1. ايـن كـتـاب كـبـيـر ابتدا به هزينه و همت حاج محمد حسن ملقب به كمپانى اصفهانى ، امين
دارالضرب تهران ، از سال 1303 تا 1315 ق در تهران طبع گرديد و مجلدات بيست و
پنج گانه آن به رايگان ميان اهل علم توزيع گرديد.
2. طـبـع جـديـد و حـروفـى بـحـار الانـوار در 110 جـلد بـه اهتمام حجه الاسلام شيخ محمد
آخـونـدى ، تـوسـط دار الكتب الاسلاميه و انتشارات اسلاميه تهران ، با نظارت و اشراف
عـلمى عده اى از فضلا از جمله مرحوم علامه طباطبايى ، مرحوم عبدالرحيم ربانى شيرازى ،
شـيـخ يـحـيـى عـابـدى زنـجـانى و على اكبر غفارى ، حاج سيد ابراهيم ميانجى ، سيد محمد
موسوى الخرسان ، هدايت الله مسترحمى و استاد محمد باقر بهبودى چاپ شده است .
3. چـاپ سـوم كـه در واقـع تـجـديـد طـبـع شـكـيـل هـمـان چـاپ حـروفـى
اول ، منطبعه در تهران و به همت فضلاى سابق الذكر است ، از سوى مؤ سسه الوفاء در
لبنان انجام گرفته است .
4. چـاپ چـهارم كه در واقع چاپ سوم طبع حروفى جديد است ، از سوى موسسه الوفاء و
داراحـيـاء التـراث العربى در لبنان ، به شيوه افست از روى چاپ پيشين انجام گرفته
است .
اين طبع داراى ويژگى هاى زير است :
وى ، بـه ويـژه بـحـار الانـوار دارد، هـمـچـنـيـن تـراجـم
احـوال مـولفين مصادر اصلى بحار از ابن بابويه گرفته تا فخرالدين حلى در آن آمده
است .
ب . مـجـلدات 28 تا 34 كه برابر با جلد هشتم چاپ سنگى ، يعنى كتاب خلفاء يا كتاب
فـتـن در طـبع جديد به چاپ نرسيده است ، شايد از آن روى كه در بردارنده مطاعن خلفاء
بـوده اسـت . البته بعدا چند جلد آن توسط وزارت ارشاد چاپ شده كه در طبع بيروت هم
افست شده و چند جلد بقيه را دو ناشر ديگر چاپ كرده اند.
ه . عناوين موضوعات به ترتيب مجلدات (مطابق چاپ ايران )
جلد اول (ج 1 و ج 2 چاپ جديد)
كتاب ((العقل والعلم والجهل ))
مـقـدمـه كـتـاب در بـيـان اصول و كتاب هايى است كه بحار از آنها فراهم گشته و توثيق
مـصـادر و اخـتـلافـى كـه در مـصـادر اسـت و بيان رموزى كه در كتاب به كار رفته است و
خواننده بايد از آن رموز آگاه باشد و اصطلاحات مولف در اختصار اسناد و غير اين ها.
جلد دوم (ج 3 و ج 4 چاپ جديد)
كـتـاب ((التـوحـيـد)): تـوحـيـد، صـفـات سـلبـيـه و ثـبـوتـيـه (غـيـر
عـدل )، اسـمـاء حـسـنـى خـداونـد، شـرح بـرخـى خـطـبـه هـا و كـتـاب تـوحـيـد
مفضل و رساله اهليلجه ـ منسوب به امام صادق (ع ).
جلد سوم (ج 5 تا ج 8 چاپ جديد)
كتاب ((العدل و المعاد)): كتاب عدل و مشيت و اراده و قضا و قدر، هدايت و ضلالت ، امتحان و
طينت و ميثاق ، و آنچه مربوط به آنهاست ، توبه ، فلسفه احكام ، مقدمات مرگ و برزخ و
قيامت ، وحشت از عالم برزخ و قيامت ، شفاعت و وسيله ، بهشت و دوزخ .
جلد چهارم (ج 9 و ج 10 چاپ جديد)
كـتـاب ((الاحـتـجـاجات و المناظرات )): شامل احتجاجات قرآن و پيامبر اكرم صلى الله عليه
وآله و سـلم و ائمـه عـليـهم السلام و اصحاب ايشان و برخى علماى اماميه در دوران غيبت در
برابر كفار و مشركان و مخالفان و تمام كتاب على بن جعفر.
جلد پنجم (ج 11 تا ج 14 چاپ جديد)
كـتـاب ((قصص الانبياء)): داستان پيامبران از آدم تا خاتم ـ و اثبات عصمت انبياء و پاسخ
به اشكالات مطرح شده پيرامون عصمت پيامبران .
جلد ششم (ج 51 تا ج 22 چاپ جديد)
كـتاب ((تاريخ نبينا و احواله )): زندگانى پيامبر اكرم (ص ) از هنگام ولادت تا وفات و
داسـتـان اجـداد آن حـضـرت و شـرح حـقـيـقـت مـعـجـزه و اعـجـاز قـرآن و شـرح
حال ابوذر و مقداد و عمار و سلمان و برخى ديگر از اصحاب پيامبر.
جلد هفتم (ج 23 تا ج 27 چاپ جديد)
كـتـاب ((الامـامة )): در مشتركات زندگى ائمه اطهار و شرايط امامت ، و آياتى كه در وصف
آنان نازل شده است ، چگونگى تولد ائمه دين و عجايب شئوون آنها، دانش آنان و برترى
ايـشـان بـر پـيـامـبران گذشته ، ثواب دوستى آنان و فضيلت فرزندان ايشان و در آخر
كـتـاب بـرخـى مـنـاظـرات شـيـخ مـفـيـد و سـيـد مـرتـضـى و شـيـخ طـوسـى در
تفضيل ائمه .
جلد هشتم (ج 28 تا ج 34 چاپ جديد)
كـتـاب ((الفـتـن و مـاجـري بـعـد النـبـى صـلى الله عليه وآله )): در فتنه هاى كه پس از
پـيـامـبـر(ص ) روى داد؛ شرح حال خلفاى سه گانه و آنچه كه در روزگار آنان رخ داد،
داسـتـان جـنـگ هـاى جـمـل ، صـفـيـن ، نـهـروان و غارت معاويه در نواحى مختلف عراق ، شرح
حـال برخى ياران على (ع ) و شرح قسمتى از اشعار منسوب به آن حضرت و همچنين شرح
بعضى از نامه هاى آن امام .
جلدهاى نهم تا سيزدهم (ج 35 تا ج 53 چاپ جديد)
كتب ، ((تاريخ ائمه )): پيرامون زندگى نامه ائمه (ع ) از تولد تا شهادت ايشان است .
جلد چهاردهم (ج 54 تا ج 63 چاپ جديد)
كتاب ((السماء والعالم )): آسمان و جهان ، لوح ، قلم ، عرش ، كرسى ، پرده هاى حجاب ،
اثـبـات حـدوث جـهـان ، آسـمـان هـا، سـتارگان ، سيارات ، جن و ملائكه و اقسام آنها، زمين ،
عـنـاصـر، مـواليـد، مـعـادن ، گـيـاهـان ، جـانـوران . خـواص آنـهـا، صـيد و ذبح حيوانات ،
حلال و حرام انها، منافع ادويه ، ميوه جات ، سبزيجات ، عقاقير و خواص طبى آنها، انسان ،
نفس ، روح ، تشريح بدن ، علم طب ، وضع جغرافيايى شهرها، بقعه ها، صحراها، درياها
و نقاط مختلف زمين ، احكام ظروف از نظر فقه اسلامى ، كتاب طب النبى و طب الرضا.
جلد پانزدهم (ج 64 تا ج 72 چاپ جديد)
كـتـاب ((الايـمـان و الكـفـر)): در بـاب ايـمـان ، كـفـر، صـفـات مـومـنـيـن و
فضايل ايشان و كفر و اخلاق ناپسند است .
جلد شانزدهم (ج 73 چاپ جديد)
كـتاب ((الاداب والسنن والاوامر والنواهى والكبائر والمعاصى )): در آداب و سنن ، زينت ها،
تـجـمـلات ؛ پـاكـيـزگـى و سـرمـه كـشـيـدن ، استعمال عطريات و روغن ها، مسكن ، خواب و
بيدارى ، مسافرت ، نواهى و گناهان و حدود آنها.
جلد هفدهم (ج 74 و 75 چاپ جديد)
كـتـاب ((الروضـة )): اين شامل مواعظ و حكمت هاى خداوند در قرآن كريم و سخنان گهربار
رسـول اكـرم و ائمـه اطـهـار ـ عـليـهـم السـلام ـ و رسـاله
مفضل بن عمر به شيعيان و حكايت بلوهر و بوذاسف است .
جلد هجدهم (ج 76 تا 88 چاپ جديد)
كـتـاب ((الطـهـارة والصـلوة )): ايـن جـلد در دو بـخـش طـهـارت و
مسائل آن و همچنين صلاه و احكام آن مى باشد.
جلد نوزدهم (ج 89 تا 92 ج چاپ جديد)
كتاب ((القرآن و الدعاء)):
ايـن كتاب شامل فضايل قرآن ، آداب و ثواب قرائت آن ، اعجاز قرآن و تمام تفسيرنعمانى
و هـمچنين ذكر و اقسام آن ، دعا و شرئط آن ، تعويذات ، حرزها، دعاى دردها، ادعيه هفته ، ماه
و سال و صحيفه ادريس پيامبر عليه السلام مى باشد.
جلد بيستم (ج 93 تا 95 ج چاپ جديد)
كتاب ((الزكاة والصوم )): زكات و صدقه و همچنين ابواب راجع به خمس ، اعتكاف ، كتاب
روزه و اعمال السنة را نيز در اين كتاب آورده است .
جلد بيستم و يكم (ج 96 و بخشى از ج 97 چاپ جديد)
جلد بيستم و دوم (ادامه ج 97 تا 99 چاپ جديد)
كتاب ((المزار)): در آداب زيارت ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ و كتاب المزار.
جلد بيستم و سوم (ج 100 و بخشى از ج 101 چاپ جديد)
كـتـاب ((العقود والايقاعات )): در احكام عقود و ايقاعات از: مكاسب ، تجارات ، دين و قرض ،
وصيت ، ازدواج ، طلاق و عتق
جلد بيستم و چهارم (ادامه ج 101 چاپ جديد)
كتاب ((الاحكام )): در احكام لقطه ، ميراث ، قصاص و ديات .
جلد بيستم و پنجم (ج 102 تا ج 107 چاپ جديد)
كـتـاب ((الاجـازات )): شـامـل اسـاتـيـد و طـرق مـؤ لف و نـيـز اجازات علما به شاگردان و
معاصرانشان مى باشد.
و. جامعيت بحار
در ايـنكه آيا علامه مجلسى قصد گردآورى تمامى روايات موجود در منابع شيعه را در هر
بـاب داشـتـه اسـت يـا نـه ، ظـاهـر كـتـاب و مقدمه آن چنان مى نمايد كه هدف وى گردآورى
تمامى مطالب قابل اعتناى كتابهاى شيعى بجز كتب اربعه حديثى معروف شيعه بوده است
. دليـل حـذف ايـن چـهـار كـتـاب ، فـراوانـى نـُسـَخ آنـهـا بـوده و ايـنـكـه عـلامـه
مـيـل نـداشـتـه تـا تـكـرار مـكـررات كـنـد؛ هـرچـنـد از ايـن چـهـار كـتـاب هـم روايـاتـى
نـقـل كـرده اسـت . افـزون بـر آنـهـا از صـحـيـفـه سـجـاديـه هـم بـه
دليـل شـهـرت نـسـخـه هـايـش و نـيز كار مستقلى كه مرحوم مجلسى بناى انجام آن را داشته
اندكى نقل كرده است .
در ايـن زمـينه ، كار وى محدود و محصور در كتابهاى حديثى نبوده ، بلكه بسيارى از آثار
تـاريـخـى شـيـعـه هـم مـطـالبـشـان بـه صـورت گـزيـده يـا بـه صـورت
كـامـل در بـحار جاى گرفته است . با اين همه ، اگر واقعا هدف او گردآورى همه روايات
مـوجـود در آثـار شيعه بوده است ، مى توان گفت كه مواردى از دست رفته و به رغم آنكه
منابع آنها در دسترس وى قرار داشته ، آن موارد را در بحار نياورده است .
ايـن مـوارد، بجز آثارى است كه پس از علامه مجلسى يافت شده و وى آن آثار را در اختيار
نـداشـته است . خواهيم ديد كه وى به دليل بى اعتبارى برخى از آثار دست كم برخى از
مـطـالب آنـها را نقل نكرده است . بدين ترتيب روايات و اخبارى را كه پذيرش آنها براى
وى دشوار بوده و هيچ گونه محملى براى توجيه آنها نيافته و يا در ارائه آنها هيچ نوع
فـايـده اى را تـصـور نـمـى كـرده ، در بـحـار نـيـاورده اسـت . عـبـارت ((تـركـناها حذرًا من
التكرار)) يا ((حذرًا من الاطناب )) و مضامينى مشابه آن فراوان در بحار آمده است .
بـا ايـن هـمه ، از آنجا كه به مرور دريافته كه بسيارى از مطالب و آثار گذشته را در
بـحار نياورده است ، در مقدمه كتاب كه به احتمال ، بعدها آن را نگاشته ، اشاره كرده است
كـه مـطالبى را كه بنا به مصالحى و جهاتى در بحار نياورده در مستدرك البحار خواهد
آورد، و البته توفيقى براى تاءليف مستدرك به دست نياورده است .
ز. منابع بحارالانوار
مـؤ لف خـود در آغـاز كـتـاب ابـتـدا منابع شيعى خود، بيش از 387 اثر از 25 نويسنده را
مـعـرفـى مى كند و سپس به سراغ منابع اهل سنت مى رود كه براى حجت آوردن يا رد كردن
يا نقد كردن يا تتميم فايده و تاءييد روايات شيعى مورد استفاده قرار داده ، و شمار آنها
بـه 85 مـنـبـع بـالغ شده برمى شمارد، هر چند اين تنها منابع وى نيست و او به صراحت
مـنـابـعـى را نيز در حين كار معرفى مى كند، به گونه اى كه مجموعه كتب مورد استفاده او
به حدود 630 مى رسد.
ح . ميزان صحت و اعتبار كتاب بحارالانوار
عـلامه مجلسى (ره ) و كسانى كه همانند ايشان بوده و هستند، داراى دو گونه كار در زمينه
احاديث اند:363
|